شمارهٔ ۱۱۵
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و تاثیرات عشق و احساسات عمیق خود را بیان میکند. زلف معشوق چون هالهای گرد ماه است و صدای دلانگیزش در دل شاعر شور و شوق ایجاد میکند. شاعر از زاهدان میخواهد که درباره عشقش نپرسند، زیرا این عشق آتشین در دلش شعلهور است. امیدی که در دل داشته از ناامیدی رنجیده است و عشق معشوقش به اندازهای عمیق و سوزناک است که همگان را به عشق ورزیدن به او وا میدارد. در انتها، شاعر با اشاره به تقدیر و نام خود از سالهای اندوه، به سرنوشت خود و تاثیرات آن بر زندگیاش اشاره میکند.
زلف مشکین تا به دور ماه رویش هاله زدشور طوفان از نوایم در نیستان ناله زد
هوش مصنوعی: زلف سیاه او مانند هالهای دور ماه صورتش را میپوشاند و این زیبایی به قدری طوفانی و هیجانانگیز بود که نغمههای من در نیستان به ناله تبدیل شد.
زاهد از بهر خدا سوز درون ما مپرسکز حدیث آتش عشقش لبم تبخاله زد
هوش مصنوعی: ای رهبری که به خاطر خدا از ما میپرسی که چرا دلمان میسوزد، بدان که از آتش عشق او صحبت میکنم و از عشقش ستونی بر زبانم جاری است.
تخم امیدی که اندر مزرع مهر و وفاکشته بودم از سحاب ناامیدی ژاله زد
هوش مصنوعی: تخم امیدی که در زمین محبت و صداقت کاشته بودم، از باران ناامیدی مرطوب و خراب شد.
هر که بر رخسار او خال سیاهش دید گفتهندوی آتشپرستی خیمه در بنگاله زد
هوش مصنوعی: هر کسی که لکهی سیاه روی چهرهاش را دید، گفت که زن هندو که به آتشپرستی مشهور است، چادرش را در بنگاله برپا کرده است.
عالمی محنت به رنگی از جمالش میکشدچاک شد پیراهن گل داغ بر دل لاله زد
هوش مصنوعی: شخصی در اثر زیبایی و جذابیت معشوقش دچار غم و رنج میشود، به طوری که مانند لباس گلی که چاک شده، دل او نیز از درد و شوق، زخم شده است.
میسزد در ملک خوبی گردد او فرمانروابس که در اوج ملاحت اخترش دنباله زد
هوش مصنوعی: شایسته است که او در سرزمین خوبی حاکم شود، چرا که زیباییاش به حدی است که ستارهای در آسمان به دنبال او افتاده است.
گردش دور فلک طغرل ز تقدیر ازلقرعه نام مرا ز اندوه چندینساله زد
هوش مصنوعی: چرخش زمان و سرنوشت طغرل باعث شد که نام من به خاطر سالها اندوه کشیدن به میان بیاید.