شمارهٔ ۱۲۸ - بقاجان
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق است. شاعر به توصیف ویژگیهای ظاهری و باطنی محبوب خود میپردازد و از تاثیر شگرف آن بر دنیای خودش صحبت میکند. او به نوعی آشفتگی در دل و احساس خود اشاره میکند که به خاطر دوری از معشوق به وجود آمده است. در پایان، شاعر با وجود اینکه دچار درد و رنج است، به آرامشی میرسد که ناشی از یاد و خاطر آن محبوب است.
به اوج دلبری روی تو تا ماه تمام آمدهلال ابرویت در چشم من عید صیام آمد
هوش مصنوعی: زیبایی و جذابیت تو به حدی است که مانند ماه کامل در آسمان میدرخشد و هلال ابرویت چنان شیرین و دلربا است که برای من مانند عید رمضان و زمانی پر برکت و خوشایند به نظر میرسد.
قیام قامتت بر ما نمود آشوب دوران رابه باغ حسن تا سرو بلندت در خرام آمد
هوش مصنوعی: قد بلند و زیبا تو باعث بهوجود آمدن تغییرات و شور و شوق در دنیا شد، چون زمانی که تو با ناز و طراوت به باغ وارد میشوی، همه چیز تحت تأثیر جمال تو قرار میگیرد.
ازآن روزی که حسنت از تجلی پرتوافکن شدبه طور قرب موسی زان سبب از نی کلام آمد
هوش مصنوعی: از زمانی که زیباییات مانند نوری درخشید و بر من تابید، به خاطر نزدیکی به مقام موسی، کلام از نی به وجود آمد.
جمال عالمآرای تو زد یک جلوه در عالمپی تعظیم حسنت یوسف مصری غلام آمد
هوش مصنوعی: زیبایی خیرهکنندهات در جهان، نوری ایجاد کرد و به خاطر جلوهی زیباییات، یوسف مصری بهعنوان خدمتکار آمد تا به تو ادای احترام کند.
الم در سینه بیحد دارم احوالم نمیپرسیمرا جای شکر صد حنظل فرقت به کام آمد
هوش مصنوعی: در دل من درد و اندوهی بیپایان وجود دارد، اما تو از حال من نمیپرسی. به جای اینکه شکرگزار باشم، تلخی جدایی چون حنظل به کامم نشسته است.
ندارم صبر و طاقت لیک آرامم شود حاصلاگر هندوی خال او مرا با رام رام آمد
هوش مصنوعی: من تحمل و صبر ندارم، اما اگر آن معشوق هندی که خال سیاه بر گونهاش دارد، به سراغم بیاید، آرامش و سکون به دل من میآید.