شمارهٔ ۱۵۵
هوش مصنوعی: این شعر مربوط به احساسات عمیق و دشواریهایی است که شاعر در عشق خود تجربه میکند. او به زیبایی معشوقهاش اشاره میکند و میگوید که طراحی و زیبایی او برایش آزادی و رهایی نمیآورد. شاعر در آرزوی رفتن به کوی محبوبش است، اما احساس میکند که هیچ راهی برای رهایی و فرار از غم و درد عشق وجود ندارد. همچنین، او به وفاداری و صبر خود در عشق اشاره میکند و نگران است که این عشق او را به سختی بیندازد. در پایان، اشاره به یک تصویر از کشتی و غم نشاندهنده ترس از ناامیدی در عشق است. کل شعر پر از حس تنهایی، شوق و دلتنگی است.
نرگس مست تو آلوی هراتم ندهدحلقه زلف تو از بند نجاتم ندهد!
هوش مصنوعی: نرگس زیبای تو باعث مستی و شیداییام شده، و نمیتوانم از کمند و اسارت زلفهای تو فرار کنم.
جانب کوی تو خواهم که کنم پروازیشهپر بال رسایی به قناتم ندهد
هوش مصنوعی: من به سمت کوی تو پرواز خواهم کرد، اما بالهایم به اندازهای برای پرواز کافی نیستند که مرا به قناتت برسانند.
وه که اموال جمالت به نصاب است کنونلعل جانبخش تو یک بوسه زکاتم ندهد!
هوش مصنوعی: افسوس که دارایی زیباییات به حد نصاب رسیده و اکنون، آن دندانهای قیمتیات یک بوسه برای جانم نمیدهند.
من به اغیار تو هر لحظه به جنگ و جدلملیک ترسم که خلاصی ز جهاتم ندهد
هوش مصنوعی: من هر لحظه با دیگران در حال جنگ و جدل هستم، اما میترسم که نتوانم از مشکلاتم رهایی یابم.
شکر یادت کنم امروز که اقبال مرابه حریم حرمت گر درجاتم ندهد
هوش مصنوعی: امروز سپاسگزارم که مرا به نزدیکی و حرمت تو راه دادهای، حتی اگر به من جایگاهی ندهی.
دل به زلف تو گرو دادم و بخت بد مندر غم عشق تو جز صبر و ثباتم ندهد
هوش مصنوعی: دل خود را به زلف تو سپردم و بخت بد من در این عشق جز صبر و استقامت چیزی به من نمیدهد.
من که در مهره سوداش فتادم طغرلترسم از کشتی آن رخ که به ماتم ندهد
هوش مصنوعی: من که در عشق و غم غرق شدهام، از آن طغرل میترسم که وقتی کشتیام به طوفان بیفتد، به سوگ نرود و نالهای نکند.