شمارهٔ ۱۷۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و ویژگیهای خاص معشوقهاش اشاره میکند. او چهرهی معشوق را با آفتاب و لبهایش را به زلالی کوثر توصیف میکند و به معجزات او میبالد. شاعر از تمام زیباییهای معشوقهاش تعریف میکند و او را از دیگران متمایز میسازد، به طوری که او را به یوسف و برادرش خورشید تشبیه میکند. شاعر احساس شگفتی و عشق عمیق خود را نسبت به معشوقه بیان کرده و خاک پای او را با ارزش میداند. در نهایت، او به جاذبههای زندگی و به ویژه بازارهای آن اشاره میکند.
ای روی تو آفتاب خاورلعل لب تو زلال کوثر!
هوش مصنوعی: ای چهرهات همچون آفتاب صبحگاه، و لبهای تو همچون آب زلال کوثر است!
صد معجزه مسیح داریافسوس که نیستی پیمبر!
هوش مصنوعی: تو تواناییهای شگفتانگیزی داری، ولی افسوس که به مقام پیامبری نرسیدهای!
فرق تو میان خوبرویانچون فرق عرض بود ز جوهر
هوش مصنوعی: زیبایی تو در میان زیبایان مانند تفاوت میان عرض و جوهر است.
گر مصر جمال را عزیزییوسف نبود تو را برابر!
هوش مصنوعی: اگر زیبایی و جوانی یوسف نبود، تو همتایی برای او نداشتی!
ای آمده با قد بلندتشمشاد غلام و سرو چاکر!
هوش مصنوعی: ای کسی که با قامت بلندت، همچون شمشاد و سرو، در میان ما حضور داری!
همشیره کهتر تو مهتابخورشید بود تو را برادر!
هوش مصنوعی: خواهر کوچکتر تو مانند مهتاب است که در کنار خورشید قرار دارد، و تو برادر او هستی!
خاک قدم تو کحل بادادر چشم سپهر چرخ اخضر!
هوش مصنوعی: خاک پای تو باید مانند سرمه در چشم آسمان سبز باشد!
از خاک عدم به ذوق خیزمرانی به سرم تو گر تکاور
هوش مصنوعی: از دل تاریکی و ناامیدی برمیخیزم و به شوق تو میآیم، تو اگر توانا باشی و مرا راهنمایی کنی.
امروز شکسته بیت طغرلبازار نبات و نرخ شکر!
هوش مصنوعی: امروز با بازار نبات و قیمت شکر به هم ریخته و در هم شکستهایم.