شمارهٔ ۶
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر از درد و اندوه خود سخن میگوید و به شب تیرهای که بر او سایه انداخته اشاره میکند. او از قمر (ماه) میخواهد که با بالهایش روشنایی بیاورد و از یاد زیباییهای محبوبش، سرو سهی، غمگین است. شاعر آرزو دارد که با اشکهایش، زیباییهای گلشن را به یاد آورد.
جهان تاریک شد امروز در چشم من ای قمریمگر از سوز من بال تو گردد روشن ای قمری؟!
هوش مصنوعی: امروز برای من جهان بسیار تیره و تار به نظر میرسد. ای قمری، آیا ممکن است که درد و رنج من باعث روشن شدن بالهای تو شود؟
به یاد جلوه سرو سهی از چیست افغانت؟!ز آب دیده جاری ساز آب گلشن ای قمری!
هوش مصنوعی: به یاد زیبایی قامت بلند و عطر دلانگیز این سرو، چرا اینگونه اشک میریزی؟ ای قمری، با اشکهای خود باغ گلشن را سیراب کن!