شمارهٔ ۳۲ - مخترع
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیبایی ساقی و عشق اشاره میکند و از لذتهای شراب و جوانی صحبت میکند. او به مستی و حضور در میکده اشاره دارد و میگوید که حتی اگر ساقی او عرق کند، بویی از گلاب دارد که خوشبوست. شاعر از عذاب جدایی و درد فراق میگوید و به سختیهایی که در این مسیر میکشد، اشاره دارد. او میگوید که پیری، زهد و عافیت در زمان مناسب خود خوب هستند، اما در حال حاضر باید از عشق، شراب و جوانی لذت برد. در انتها، شاعر به اهمیت استفاده از لحظات خوب و عدم هدر دادن آنها اشاره میکند.
ساقی مهوش ار دهد جام شراب ناب رابه که سپهر داردم ساغر آفتاب را
هوش مصنوعی: اگر ساقی زیبا به من جام شراب خوب بدهد، من آفتاب را به این ساغر ترجیح نمیدهم.
چند شوم به میکده بیخود و همدمان برندمست کشان کشان سوی خانه من خراب را
هوش مصنوعی: چند بار به میکده بروم و بیخبر از همه چیز با دوستان و همراهان خود مست و شاد باشم، تا اینکه سرانجام آن مستی و خوشی مرا به خانهی خراب و ویرانم برساند.
ساقی گلعذار من گر ز رخت عرق چکدعطر می مراست بس بر مفشان گلاب را
هوش مصنوعی: ای ساقی زیبا، اگر از چهرهات عرق بریزد، بوی خوش شراب را دارد، پس گلاب را بیهوده نپاش.
زهر فراق می کشم وه چه عذاب باشد ایندر ته دوزخ غمت چند کشم عذاب را
هوش مصنوعی: من طعم تلخ جدایی را میچشم و چه عذابی است این. در عمیقترین ظلمت غم تو، چه مدت باید عذاب را تحمل کنم؟
پیری و زهد و عافیت هر سه به وقت خود خوشنددار غنیمت این سه را عشق و می و شباب را
هوش مصنوعی: سن و سال بالا، سادگی و آرامش، هر کدام در زمان خود زیباییهایی دارند. از این سه نعمت غافل نشو و قدر عشق، نوشیدن و جوانی را بدان.
بسکه ببایدت کف حیف و ندامتت گزیدفانی اگر ز کف نهی موسم گل شراب را
هوش مصنوعی: چقدر باید از حسرت و پشیمانی بگذرانی، اگر در زمان شکفتن گل، شراب را از دست بدهی.