شمارهٔ ۶۷ - ایضا له
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساسات و تجربههای خود در مورد می و مستی صحبت میکند. او به تأثیراتی که میتواند بر زندگی انسان بگذارد اشاره کرده و از شعلهٔ عشق و اشتیاقی سخن میگوید که در دل او شعلهور شده است. شاعر به لذتهای دنیا و زیباییهای میخانه اشاره میکند و از جامی که در دست دارد به عنوان نمادی از شادی و سرور یاد میکند. او به رندی و بیخیالی اشاره دارد و بیان میکند که زندگی باید با آزادی و لذتجویی سپری شود. همچنین، او به انتقاد از روحانیون و زاهدان میپردازد که از نظر او به ظاهرسازی و ریاکاری پرداخته و از لذتهای واقعی دور افتادهاند. در نهایت، شاعر ایمان به زندگی و تجارب حسی را به عنوان راهی برای رسیدن به حقیقت و آزادی معرفی میکند.
از تاب می دگر به سرم شعله در گرفتمی باز سوز آتش ما را ز سر گرفت
هوش مصنوعی: شعلهای در سرم روشن شده و دوباره از شدت حس و حال، آتش عشق ما را فرا گرفته است.
اندر سفال میکده بود این مگر که دوشدر کنج دیر مغبچه ام جام زر گرفت
هوش مصنوعی: در میخانه، در گوشهای، جام طلایی گرفتم؛ شاید آنجا بود که دیشب با دختر جامگیر صحبت کردم.
یک جام تا به حشر بسم بود طرفه بینکز روی ناز و عربده جام دگر گرفت
هوش مصنوعی: یک جام تا روز قیامت، بسیار دیدنی است؛ زیرا از روی زیبایی و طنازی، دیگری جز آن را نمیتواند گرفت.
هر کو چنین دو جان فنا زد ز بیخودینارد بروز حشر سر از خاک برگرفت
هوش مصنوعی: هر کسی که با از خود بیخودی، جان خود را فدای عشق کند، در روز قیامت از خاک برخیزد و سرش را بالا ببرد.
ای من غلام همت رندی که بهر مینقد و خراج ملک جهان مختصر گرفت
هوش مصنوعی: من فرمانبردار کسی هستم که به خاطر نوشیدن شراب، به جای به دست آوردن ثروت و ملک گسترده، تنها به مقداری کم بسنده کرده است.
ای شیخ اگر تو عیب کنی بت پرستیمپیر مغان به مذهب کفر این هنر گرفت
هوش مصنوعی: اگر تو به بتپرستی ما انتقاد کنی، باید بدان که پیر مغان هم به خاطر کفر و گناه در این فن مهارت دارد.
ای رند جرعه نوش که میپرسی از ریافانی طریق زاهد و خودبین مگر گرفت!
هوش مصنوعی: ای انسان دلیر و بادهنوش، که از من دربارهی ریا و فریب میپرسی، نگو که آیا راه زاهدانه و خودبینانه به جایی میرسد یا نه، زیرا اینگونه راهها به سرانجام نمیرسد.