شمارهٔ ۷۸ - تتبع شیخ
هوش مصنوعی: این شعر درباره فراق و دلتنگی شاعر برای یاری محبوبش است. شاعر در تیتری سوالاتی میپرسد و به دنبال نشانههایی از محبوب و لحظات خوشی که با او داشته، است. او از ساقی میخواهد تا برایش میریزد و او را بیهوش کند، چون در این زمان غم و دوری، هیچکس به جز می نمیتواند همدمش باشد. در نهایت، شاعر به یادآوری یار واقعی و حقیقی خود دعوت میکند و نگرانیاش را از داشتن یاران دروغین ابراز میکند.
شام هجران مرا عکس رخ یار کجاست؟بهر آن عکس می آئینه کردار کجاست؟
هوش مصنوعی: در شب جدایی من، تصویر محبوبم کجاست؟ به خاطر آن تصویر، آئینه رفتار چه جایگاهی دارد؟
پی می داشتنم ساقی گل عارض کوبهر بزم طربم ساحت گلزار کجاست؟
هوش مصنوعی: من به مینوشی و محبت ساقی فکر میکنم که زیبایی چهرهاش برای من چه لذتی دارد. حالا میخواهم بدانم بهترین مکان برای جشن و شادی در باغ گلها کجاست؟
باعث رونق و سرمایه این بزم نشاطمونس جان من آن دلبر دلدار کجاست؟
هوش مصنوعی: در این مجلس شاداب و پر جنب و جوش، منبع خوشی و سرمایهاش، وجود دلبر و محبوب من است. حالا کجاست آن محبوب که باعث رونق این جمع است؟
صبح وصلم به کجا وعده دهی ای همدمشام هجران مرا از سحر آثار کجاست؟
هوش مصنوعی: صبح وصال من کجا وعده میدهی ای همدم، در حالیکه شب هجران من آثار صبح را از کجا بیابم؟
ساقیا یک دو قدح بر ده و بیهوشم ساززان که در هجر چو می همدم و غمخوار کجاست؟
هوش مصنوعی: ای ساقی، دو جام می به من بده تا بیهوش شوم، زیرا در این غم و دوری، مثل شراب که همدم و تسلیبخش است، کجا میتوانم یاری پیدا کنم؟
فانیا دیده به یاران ریایی مفکنبایدت یار حقیقی تو بگو یار کجاست؟!
هوش مصنوعی: به راستی که باید چشم از دوستان ظاهری و فریبکار برداشت. یار واقعی تو در کجا است؟