شمارهٔ ۸۰ - ایضا له
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق عاشقانه و گرایش به نوشیدن شراب در کنار عشق و معشوق اشاره دارد. شاعر خود را در مکانهایی مانند خانقاه و میکده توصیف میکند و به عشق و دلتنگیاش نسبت به معشوق اشاره میکند. او حسرت و غم ناشی از جدایی را بیان کرده و زندگی را به عنوان جنگی بین عشق و حوادث میداند. در این شعر، شاعر از زهد و ترک دنیا دوری میکند و به جای آن، به میخانه و حسن معشوق پناه میبرد تا از درد و غم خود رهایی یابد.
منم که کنج خرابات خانقاه منستمی صبوح زدن ورد صبحگاه منست
هوش مصنوعی: من کسی هستم که در گوشهی خرابات، جایی که ترکها و زهد و مراسم مذهبی بهدور از ریا است، نشستهام و در صبحگاه، نوشیدن شراب برای من بهمانند عبادت و ذکر دلنشین است.
نبسته تیره گی کفر کله بر سر دیرز عشق مغبچه بر چرخ دود آه منست
هوش مصنوعی: در این شعر به ناپایداری و عدم یقین در زندگی اشاره شده است. شاعر بیان میکند که در حالی که دنیای کفر و تیرهگی وجود دارد، عشق و محبت به زندگی طراوت میبخشد. او دلتنگی و اندوه خود را به تصویر میکشد و نشان میدهد که احساسات او همچون دودی در آسمان پراکنده است.
ز عشق ماه وشان داغهای تازه ببینسراسر از اثر اختر سیاه منست
هوش مصنوعی: از عشق زنان زیبای خود، زخمهای تازهای را میبینم؛ همه اینها نشانههایی از تأثیر ستاره سیاه من است.
بجرم زندگی از هجر آن گل رعناحصار امن و امان من و پناه منست
هوش مصنوعی: به خاطر زندگی، به دلیل جدایی از آن گل زیبا، محیط امن و آرام من و محل پناهگاهم همین جاست.
برون ز میکده نایم که از حوادث چرخسرشک سرخ و رخ زرد عذرخواه منست
هوش مصنوعی: از میکده خارج نمیشوم، زیرا به دلیل سختیهای زندگی، چهرهام رنگ باخته و اشکم ریخته است. این حال و روزم دلیل بر این است که از من عذرخواهی کنی.
به دیر پیش بتی سجده آرزو دارمخیال زهد ندارم خدا گواه منست
هوش مصنوعی: به مکان عبادت، بت معشوق را سجده میکنم و آرزو دارم، زیرا خیال پرهیزکاری در ذهن ندارم و خدا خود شاهد این گفتار من است.
روم به میکده گاه خمار چون فانیکه باده دافع این حالت تباه منست
هوش مصنوعی: گاهی به میکده میروم و در حالی که حال خوشی ندارم، به یاد فانی، کسی که از شراب تسکین مییابد، فکر میکنم. شراب است که میتواند این حالت بد مرا از بین ببرد.