شمارهٔ ۸۸ - تتبع خواجه
هوش مصنوعی: غزل به بیان احساسات شاعر درباره یک دختر جوان و زیبای میخانهای پرداخته است. شاعر از او سوال میکند که آن دختر کیست و از شوق و مستی او در میخانه صحبت میکند. همچنین، او به این فکر میکند که اگرچه همه میدانند این دختر محبوب اوست، اما دل خود را ناگفته و دیوانهوار برای او میسوزاند. شاعر به زیبایی و魅وشی او اشاره میکند و به قدرت جذب او میپردازد. شعر در نهایت با تصاویری از عشق و زیبایی و تاثیرات آن بر دل شاعر به پایان میرسد.
یارب آن مُغبَچهٔ شوخ ز میخانهٔ کیست؟مست در میکده از ساغر و پیمانهٔ کیست؟
هوش مصنوعی: خداوندا، آن دختر بازیگوش و خوشعقل که از کدام میخانه آمده است؟ او که در میکده به سرمستی مشغول است، ساغر و پیمانهاش از کجاست؟
سوی مسجد شده و غیرت آن میکشدمپیش من گرچه یقین است که در خانهٔ کیست
هوش مصنوعی: به سوی مسجد میروم و تعهد من بر مدار غیرت است. هرچند که میدانم در آن خانه چه کسی است، اما این احساس من را به حرکت وا میدارد.
گنجِ حُسن است و سوی اهلِ محبت گذرشوه که تا میلِ دلش جانبِ ویرانهٔ کیست؟
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی و جذابیت عاطفی چیزی اشاره شده که مستعد جلب توجه و محبت اطرافیان است. همچنین، تردیدی وجود دارد دربارهٔ این که دل آن شخص به سمت کدام ویرانه یا خاطرهای خواهد رفت. به طور کلی، به پیچیدگیها و تنوع احساسات در روابط انسانی پرداخته شده است.
خلق دانست که آن رشکِ پری یارِ من استدلِ سودازده ناگفته که دیوانهٔ کیست
هوش مصنوعی: مردم متوجه شدند که آن زیبای خیالانگیز که یار من است، دلِ عاشق و پرشور من ناگفته و پنهانی نشاندهندهٔ دیوانگی من است.
شهرتِ رِندیام ار نیست یقینت بنگرکه به هر انجمنِ میکده افسانهٔ کیست؟
هوش مصنوعی: اگر شهرتِ رندی من را نمیپذیری، به این دقت کن که در هر جمعی از میکده، قصه و افسانهام در مورد کیست؟
گوییام: چشمِ سیاهِ تو که را قاتل شد؟شوخِ خونریز ببین نرگسِ مستانهٔ کیست!
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که چشمان سیاه تو باعث کشته شدن کسی شدهاند. ای خونآشام شوخ، ببین که این نرگس مست از چه کسی خبر دارد!
قصدِ مرغِ دلِ فانی اگر آن چشم نکردطُرّه و خالِ تو بس دامِ که و دانهٔ کیست؟
هوش مصنوعی: اگر آن چشمان تو به دل مرغی که به فنا رفته توجه نکند، دیگر چه دلیلی دارد که به زیباییها و جاذبههای تو توجه کند؟