شمارهٔ ۱۱۵ - مخترع
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و رنجی صحبت میکند که از عشق و جدایی ناشی میشود. او میگوید که اگر چشم یار او را به درد و شکست انداخته، نباید از کسی انتظار بزرگواری داشت. شاعر به این نکته اشاره میکند که دلش از قید عشق رها بوده، اما به خاطر جذابیت موهای معشوق دوباره در دام عشق گرفتار شده است. او به بلندی قامت معشوق خود در دلش اشاره میکند و میگوید که تیر عشق او، دلش را آزار داده است. شاعر به رندانی اشاره میکند که به شراب و میپردازند و خود را از قید خویشتن رها کردهاند. او تاکید میکند که برای نجات از بلاها، باید خود را فراموش کرد و بر روی باده و لذتهای زندگی تمرکز کرد. در نهایت، توصیه میکند که از خود رهایی پیدا کنیم تا از تمامی بلاها دور شویم.
اگر ز عین جفا چشم او دلم بشکستچه مردمی متوقع بود ز کافر مست
هوش مصنوعی: اگر چشم معشوق با بیرحمی دلم را بشکند، چه انتظاری میتوان از یک شخص کافر و مست داشت که رفتار انساندوستانهای از خود نشان دهد؟
مرا که مرغ دل از قید دام فارغ بودبه حلقه موی یکی طره شد دگر پا بست
هوش مصنوعی: من که دلم از همهی بندها آزاد بود، اکنون به خاطر یک حلقه موی زیبا دوباره گرفتار شدم.
چو نخل قد تو در باغ سینه بنشاندمبه سینه تیر تو چون نخل دیگرم ننشست
هوش مصنوعی: به مانند درخت نخل، قامت تو را در دل خود پرورش دادم، اما تیر محبت تو آنچنان به دلم نشسته که مانند دیگران نمیتوانم آن را فراموش کنم و همچنان درگیر آن هستم.
خودی فروخته رندان می مغانه خرندنه خود پرست چو شیخ است رند باده پرست
هوش مصنوعی: افرادی که سالک و اهل معرفت هستند، به دنبال خودخواهی و خودپرستی نمیروند و به جای آن، زندگی خود را در راه عشق و محبت به دیگران صرف میکنند. آنها مانند شیخها نیستند که در پی تمجید خود باشند، بلکه به باده و شادی عشق میورزند.
ز اوج میکده نایم به بام چرخ فروکه همتم نکند میل سوی منزل پست
هوش مصنوعی: از بلندی میکده به پایین نمیآیم، زیرا ارادهام در دست رفتن به سوی مکانهای پایینتر نیست.
ز دست مغبچه می نوش سازم ای زاهدکه هست کوثر و حور این دو در جهان گر هست
هوش مصنوعی: من از دست کمسن و سالی مینوشم، ای زاهد! زیرا در این دنیا کوثر و حوری وجود دارد، اگر هم باشد.
به باده هستی خود را بشوی ای فانیکه از هزار بلا رست آنکه از خود رست
هوش مصنوعی: ای انسان فانی، برای رهایی از مشکلات و بلاها، خود را با نوشیدنی هستی شستشو کن؛ زیرا کسی که از خود رها شود، از هزار گرفتاری نجات مییابد.