شمارهٔ ۱۲۵ - در طور خواجه
هوش مصنوعی: این شعر درباره لذتهایی است که در زندگی میتوان تجربه کرد و بازتاب زیباییهای بهار و محبت را به تصویر میکشد. شاعر با استفاده از تصاویری همچون جام خسروانی و گلهای رنگارنگ، به وصف لحظات خوش میپردازد و تأکید میکند که همه چیز زودگذر است. همچنین اشاره میکند که فرد باید از روشنایی و زیباییهای این دنیا بهرهبرداری کند، زیرا زندگی مانند بادهای است که باید در آن غوطهور شد. در پایان، شاعر به انتقال از دنیای مادی به دنیای معنوی و روحانی میپردازد.
صبح چون رایت به فرق خسرو خاور کشیدباده خوش باشد ز جام خسروانی در کشید
هوش مصنوعی: صبح که مانند پرچمی بر سر خسرو شرق نمایان شد، نوشیدنی خوشی از جام شاهانه در آن لحظه به یادگار گرفته میشود.
کو کله کج نه به مستی هر که در وقت صبوحلالهسان در جام یاقونی می احمر کشید
هوش مصنوعی: هر که در بیداری صبح، مثل یک لاله سرخ، شرابی سرخ از جامی پر کرد، به اندازهی کسی که در حالت مستی باشد، حالش تغییر نکرده است.
زیبدش در باغ رعنایی نمودن هرگه اوچون گل رعنا می گلگون ز جام زر کشید
هوش مصنوعی: او همیشه در باغ زیبایی حضور دارد و هر بار مانند گلی زیبا، شراب خوش طعم را از جامی زرین مینوشد.
تا بهار دیگرش بس هر که یک صبح بهارجام گلرنگ از کف ساقی نسرین بر کشید
هوش مصنوعی: هر کس که در صبح بهار، جامی پر از گل رنگارنگ را از دستان ساقی نسرین بر دارد، باید تا بهار بعدی صبر کند و از آن لذت ببرد.
در شبستان فلک افتاده همچون سایه باشزانکه ترک سر کند چون شمع آنکاو سر کشید
هوش مصنوعی: در زیر آسمان مانند سایهای باش و مراقب خودت باش. چرا که اگر از حد خود خارج شوی، به سرنوشت شمع دچار خواهی شد که در اثر گرما میکاهد و به تدریج از بین میرود.
سر فرو نارد که نوشد آب خضر از جام جمدرد نوشی کز سفال میکده ساغر کشید
هوش مصنوعی: کسی که در طلب علم و حقیقت است، سرش را پایین میآورد و humble میشود تا از دانش و آگاهی بزرگ مانند آب خضر بهرهمند شود. این شخص درد و رنجی را که از نوشیدن میکده به دست میآورد، مانند جامی از سفال میداند که برایش ساغر میسازد.
سر بزیر سنگ خست آن کاو مرصع کرد تاجیا ز بهر سرفرازی منت افسر کشید
هوش مصنوعی: کسی که با سختی و تلاش فراوان تاجی زیبا و درخشان ساخته، حالا برای برتری و افتخار خود، از درد و زحمتش به یادگار پیراهنی با شکوه به تن کرده است.
دست در دامان پیر دیر نتوانم رساندزانکه ذیل رفعت از نه چرخ بالاتر کشید
هوش مصنوعی: من نمیتوانم دستم را به دامن پیر میخانه برسانم، زیرا که مقام و مرتبهای که به آن دست یافتهام، از بلندای آسمانها نیز فراتر رفته است.
شد سوی دیر مغان فانی ز کنج خانقهرخت ازین عالم بسوی عالم دیگر کشید
هوش مصنوعی: به سمت میخانهای کهن رفتم و از گوشهی خانقاه، به دنیای دیگری رهسپار شدم.