شمارهٔ ۱۴۳ - تتبع خواجه
هوش مصنوعی: این اشعار بیانگر غم و اندوه عاشق شاعر است که برای توصیه به عشق و دلتنگی خود به صبا (نسیم) میگوید. او تصور میکند که اگر صبا غم او را درک کند، خوشحال میشود و برای دیگران نیز همین احساس را دارد. او از نداشتن طریق دلجویی از طرف معشوق میگوید و مینویسد که تنها راه حل این غم، وصل معشوق است. همچنین به تضاد بین تندخویی معشوق و دل زار خود اشاره میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که برای رسیدن به آرامش باید به پیر خرابات (شخصی که در عالم معنوی، دلسوزی میکند) پناه ببرد.
گلی که شرح غمم پیش او صبا بکندخوشست یک بیکش گر چو من ادا بکند
هوش مصنوعی: گلی که با نسیم به درد و غم من گوشزد اشت، بسیار زیباست، حتی اگر فقط یک بار هم مانند من احساسش را نشان بدهد.
ز غمزه تو نیاید طریق دلجوییجز اینکه قصد دل زار مبتلا بکند
هوش مصنوعی: از ناز و Chic تو کسی نمیتواند دلی را آرام کند، جز اینکه با نیت آزار دادن دل دردمند، به وادی دلشکستگی بیفتد.
به تندخویی آن مست بین که زاید تیغگه خرام اسیری گرش دعا بکند
هوش مصنوعی: به تندخویی آن شخص مست بنگر که در هر قدمش ممکن است، تیغ بزند؛ حتی اگر کسی برایش دعا کند.
بکشته غم هجر تو جز وصال چه سود؟هزار بار مسیحا گرش دوا بکند
هوش مصنوعی: غم دوری تو را به هیچوجه نمیتوان با وصال درمان کرد. حتی اگر هزار بار هم مسیحا بیاید و دارویی بیاورد، فایدهای نخواهد داشت.
ز شیخ شهر طریق فنا نیافت دلممگر به پیر خرابات التجا بکند
هوش مصنوعی: دلم نتوانست راهی به سوی فنا پیدا کند مگر اینکه به دلسوزی و راهنمایی پیر و عارف خرابات پناه برد.