تناجی
امیرعلیشیر نوایی

شمارهٔ ۱۵۲ - تتبع شیخ

ز خاک کوی تو بوی عبیر می‌آیدکه سوی دلشدگان دلپذیر می‌آید
شهی که ملک جهان را به ظلم کردی اسیرهنوز ناشده سویت اسیر می‌آید
حلال گشت به چشم تو خون من گرچههنوز از دهنت بوی شیر می‌آید
به کوی عشق که خود قتلگاه عشاق استکآن طرف ز اسیران نفیر می‌آید
همی‌پرد ز طرب چشمم ای فلک هش دارمگر که شاه به سوی فقیر می‌آید
چه روزگار نکو بود وصل ای فانیکه گه‌گهم به خیال و ضمیر می‌آید