شمارهٔ ۱۵۷ - تتبع خواجه
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ستایش افرادی میپردازد که در سحرگاهان از دوستان و محبت یاری میجویند و با نوشیدن شراب، خماری را از خود دور میکنند. او به قدرت و شکوه پیر مغان اشاره میکند و این که چگونه آتش غیرت او بر آسمان تاثیر میگذارد. همچنین، شاعر به حالتی اشاره میکند که برخی افراد برای کشتن دیگران، چندین خون را نثار میکنند. او و رندان به جای پیروی از نصیحتهای معمول، به دنیای رندی و میخواری میپردازند و آزادی و شادی را در میخانه جستجو میکنند. شاعر در نهایت به عدم ثبات و سرعت تغییرات در زندگی بشر اشاره دارد و میگوید که آرامش حقیقی در این دنیای فانی به سختی ممکن است.
ای خوش آنانکه سحر دامن یاری گیرندقدح باده پی دفع خماری گیرند
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسانی که در صبح زود به آغوش یار خود میروند و با نوشیدن شراب، غم و خستگی خود را دور میکنند.
رفعت پیر مغان بین که فلک را به نجومز آتش غیرت او دود شراری گیرند
هوش مصنوعی: بنگر به عظمت و مقام پیر مغان که چگونه ستارگان آسمان به خاطر غیرت و تعصب او، آتش و شعلهای را به وجود میآورند.
خاک آن شاه و شانم که گه کشتن خلقترک صد خون ز فغان دل زاری گیرند
هوش مصنوعی: خاک من از آن شاه و سرزمینی است که وقتی مردم را میکشند، صدها نفر از دلهای زار و نالان خون میریزند.
ما به رندی چو علم بر در میخانه زدیمنه که ارباب نصیحت پی کاری گیرند
هوش مصنوعی: ما با فریبندگی و زیرکی به در میخانه رفتیم، نه اینکه صاحبنظران نصیحت کنند که به دنبال کاری برویم.
اول آنست که رندان ز جهان دامن خویشدر نوردند ولی دامن یاری گیرند
هوش مصنوعی: اولین نکته این است که عارفان و رندان در جستجوی حقیقت و معنای عمیقتر از زندگی، از معایب و ناپاکیهای دنیا دوری میکنند، اما در عین حال به دوستی و یاری دیگران نیز اهمیت میدهند و تلاش میکنند تا با هم همراه شوند.
گفتمش جان ز پی بوسه ای گیرند بتانزیر لب خندزنان گفت که آری گیرند!
هوش مصنوعی: من به او گفتم که عشق با بوسههایی از زیبایی آغاز میشود، او زیر لب خندید و تأیید کرد که اینطور است.
خلق زیر فلک آن روز بگیرند قرارفانیا کز روش افلاک قراری گیرند
هوش مصنوعی: روزگار روزی فرا میرسد که مردم زیر آسمان آرامشی خواهند یافت، آرامشی که از قوانین آسمانی نشأت میگیرد و به آنها قرار میدهد.