شمارهٔ ۱۵۹ - تتبع خواجه
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و زیبایی است، و شاعر به میخانه و رندان اشاره میکند. او به نوری که در میخانه میبیند و تأثیر آن بر دلش اشاره دارد. شاعر از بلای عشق و چشمان معشوق سخن میگوید که بر او فرود آمده و خوشی را از او گرفته است. در میکده، جمع رندان و صفای میبه چشم میخورد و تقدیر را با رضا میپذیرد. در نهایت شاعر به زیبایی معشوق اشاره میکند و میپرسد که دشمن سیهروی چگونه به این عشق دست یافته است.
طریق شیوه رندی کسی بجا آوردکه روی دل سوی میخانه فنا آورد
هوش مصنوعی: کسی که بخواهد به شیوه رندانه زندگی کند، باید دل خود را به سوی میخانه و جهان ناپایدار بگرداند.
نداشت نور صفا شام هجر ما آن مهز چهره نور رسانید و می صفا آورد
هوش مصنوعی: در شبهای جدایی ما، نور روشنی نبود؛ اما آن ماه رنگی از چهرهاش تابید و خوشی و طراوتی را به ما هدیه آورد.
حیات بخش دلم شو چو آهویی ای عمردمی مرو که ترا این طرف خدا آورد
هوش مصنوعی: ای عمر، همچون آهویی به دلم زندگی بده و مرو! چرا که خدا تو را به این طرف آورد.
بلای عشق مرا بر سر آمد از ره چشمندید روز خوش ار بر سرم بلا آورد
هوش مصنوعی: مصیبت عشق بر من چیره شده و از طریق چشمان سرزمین خوشبختی را ندیدم، حتی اگر بلاهای سختی هم بر من نازل شود.
درون میکده در بزمگاه رندان ریختز سیر کوی مغان هر چه این گدا آورد
هوش مصنوعی: در میخانه و محفل دوستان، هر چه از سفره و مطبخ ماهرترین ها فراهم آمده است، در پیش روی میزبان گسترده شده و در اختیار میهمانان قرار گرفته است.
قضا نشد متغیر خوش آنکه داد رضابهر چه بر سر برگشته اش قضا آورد
هوش مصنوعی: اگر تقدیر به ما رضایت داده باشد، بهتر است به تغییرات خوشایند زندگی یا سرنوشتمان راضی باشیم، چون هر آنچه که بر ما میگذرد، در نهایت از قضا و قدر میآید.
نگوید آنکه سوی فانی آمد آن مه لیکبه خود رقیب سیه روی را کجا آورد
هوش مصنوعی: بگوید کسی که به دنیای فانی و زودگذر آمده است، آن ماه زیبا که برای او جذابیت دارد، اما چه کسی میتواند رقیب زشت و بدچهره را به کنار خود آورد؟