شمارهٔ ۱۷۷ - تتبع خواجه
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با بیان احساسات خود درباره عشق و میگساری، دلتنگی و آرزوها را مطرح میکند. او از دلدادگی به یار صحبت میکند و میگوید که وجود یارش برای جشن و شادی بسیار مهمتر از دیگر زیباییهای طبیعت است. شاعر به تصویر کشیدن زلف و زیبایی یار، بهخودش میگوید که چگونه میتواند از چنگال عشق رهایی یابد. همچنین، او از حسرت و غم دوری از وطن و آرزو برای دیدار محبوب در روز قیامت صحبت میکند. در پایان، شاعر بیان میکند که حتی اگر در دنیا فانی شود، میل به وصل محبوب همیشه در دل او خواهد بود.
اگر به میکده ام یکشب انجمن باشدچراغ انجمن آن به که یار من باشد
هوش مصنوعی: اگر یک شب در میکده جمعی باشد، نور و روشنی آن جمع باید از حضور یارم باشد.
چه میل باغ کنم با وجود قد و رخشکه صد فراغتم از سرو و یاسمن باشد
هوش مصنوعی: با وجود زیبایی و قد او، دیگر به هیچ باغ و گلی توجهی ندارم، زیرا تمام خوشی و آرامشم از وجود اوست.
ز زلف پرشکنش صید دل چسان برهدکه صد کمند بلا زیر هر شکن باشد
هوش مصنوعی: از زلفی که در هم پیچیده و بینظم است، چگونه میتوان دل را به آسانی رها کرد، در حالی که هر یک از پیچ و خمهای آن میتواند دامهای سختی را به همراه داشته باشد؟
شهید عشق تو از خاک چون برآرد سرچو لاله غرق می و داغ بر کفن باشد
هوش مصنوعی: جوانی که به خاطر عشق تو جانش را فدای میکند، مانند لالهای که از زمین سر بر میآورد، در حالتی غرق در می و مستی است و در عین حال داغ عشق را بر تن دارد.
ز روضه دیر مغان آرزو کنم در حشرغریب را دل محزون سوی وطن باشد
هوش مصنوعی: از مکان قدیم میخانه، آرزو دارم که در روز قیامت، دل غمگینم به وطنم بازگردد.
کجاست می که بشوید ز لوح خاطر پاکگرت ز محنت دوران دو صد سخن باشد
هوش مصنوعی: کجاست می که بتواند تمام غمها و دردهای زندگی را از یادم ببرد، اگرچه که در دل، از مشکلات و سختیهای زمانه، صدها حرف داشته باشم؟
اگر به دشت فنا خاک ره شود فانیبه باد سوی تواش میل آمدن باشد
هوش مصنوعی: اگر در دشت نابودی، خاک راه شود و از بین برود، به سوی تو خواهد آمد و تمایل به آمدن دارد.