تناجی
امیرعلیشیر نوایی

شمارهٔ ۱۷۶ - تتبع خواجه

هر که در کوی خرابات ز رندان دم زدباید اول قدم خود به سر عالم زد
نزد رندان خرابات که صد جان به جویستنتوان بیش ز انفاس مسیحا دم زد
ناصح ار مرهم پندم به دل ریش نهادوه که بر زخم دو صد نیش ازان مرهم زد
بهر بی تابی ما بود که مشاطه صنعتاب ها در سر آن طره خم در خم زد
صرصر عشق چو بر مزرع آفاق گذشتخرمن صبر و شکیبایی ما برهم زد
بر در میکده عشق ملک راه نیافتحاجبش دست چو بر سینه نامحرم زد
فانیا بار خودی زان بفکندم از دوشکه بآن بار در این راه قدم نارم زد