شمارهٔ ۱۷۹ - تتبع خواجه
هوش مصنوعی: این شعر به وصف حال و ویژگیهای عاشقان و جویندگان عشق میپردازد. شاعر بهContrast میان گدایان و تاجداران اشاره میکند و عشق را به عنوان جام مستی و هوشیاری معرفی میکند. او از احساساتش در مواجهه با زیباییهای دلبر سخن میگوید و درک میکند که در دنیای عشق، تعداد عاشقان بسیار زیاد است. همچنین، زیبایی و جوانی را به گلهای بهاری تشبیه میکند و از دلبستگیاش به می و مستی و عدم تمایل به خروج از این حال یاد میکند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که معاشران و افراد مادی دنیا، او و دیگر عاشقان را از مجلس فنا دور میکنند.
گدای کوی خرابات تاجدارانندخرابات جام می عشق هوشیارانند
هوش مصنوعی: در کوی خرابات، افراد بینیاز و ثروتمند حضور دارند و در این مکان، شراب عشق کسانی را که عاقل و آگاه هستند، به خود جذب میکند.
قرارگاه دل آن طره را چسان سازمدر آن سلاسل مشکین چو بیقرارانند
هوش مصنوعی: من چگونه میتوانم در آن زنجیرهای مشکی که دل را به تپش درمیآورند، جایی برای این موهای زیبا پیدا کنم وقتی که همه در اضطراب و بیقراری هستند؟
به گلشن رخش از بلبلی چو من چه حسابکه بیحساب تر از من دو صد هزارانند
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و درخشانی چهرهات، من که شبیه بلبل عاشق هستم، چه ارزشی دارم؟ چون هزاران نفر دیگر هستند که عشق و شیفتگیشان از من بیشتر است.
به حسن لاله رخان شباب بین ای چشمکه پنجروزه چو گلهای نو بهارانند
هوش مصنوعی: به زیبایی صورتها و جوانی افراد نگاه کن، ای چشمی که در این پنج روز زندگی مانند گلهای تازه بهاری هستید.
به دیر مغبچه مست من چو جلوه کندز خیل جان به ته پاش خاکسارانند
هوش مصنوعی: زمانی که معشوقهی مست من در میخانه ظاهر میشود، از آنجا که زیبایی او در دلها جا میکند، خاکساران و بینوایان به او توجه میکنند.
سمند ناز چو رانی نظاره کن هر سوکه جانفشان به سر راه دلفگارانند
هوش مصنوعی: وقتی که اسب زیبا و خوشتراشت را برانید، به اطراف نگاه کنید؛ زیرا در هر سو افرادی که دلشان با عشق پر است، به سمت شما و در مسیر شما آمدهاند.
برون نیایم از آنجا چو فانی از مستیمعاشران گرم از مجلس فنا رانند
هوش مصنوعی: من از آن مکان خارج نمیشوم، درست مانند کسی که از حال و هوای مستی و شوق جمع دوستان متوجه نیست و آن را ترک نمیکند حتی اگر دیگران او را به ترک آن محیط دعوت کنند.