شمارهٔ ۱۸۰ - تتبع خواجه
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به غم و اندوه ناشی از فراق و جدایی میپردازد. او از یاد معشوق و درد ناشی از دوری او سخن میگوید و میگوید که حتی سنگدلترین افراد هم اگر از درد جدایی آگاه باشند، دلسوزی خواهند کرد. شاعر به توصیف حالاتی همچون گریه شمع و ابر بهار پرداخته و از جوانان چمنی که از جدایی آسیب دیدهاند یاد میکند. او اشاره میکند که مرگ به دنبال جدایی معشوق، هنر و ارشاد را نیز میآموزد. در انتها، شاعر به خویش میگوید که در دنیای فانی، تنها افرادی که به لطف خدا هدایت میشوند، میتوانند از این مشکلات عبور کنند.
دوشم از سوز فنا با قد خم یاد آمدشمع در گریه شد و چنگ به فریاد آمد
هوش مصنوعی: دیروز از شدت اندوه و فنا، یاد کسی با قامت خمیده به ذهنم خطور کرد. آن یاد باعث شد شمعی به خاطر این گریه شعلهور شود و به حالت فریاد بزند.
با همه سنگدلی رحم کنی گر دانیکز غم هجر توام دوش چه بیداد آمد
هوش مصنوعی: اگر با وجود قلب سختت، به من رحم کنی، باید بدانی که در شب گذشته چه مصیبت و درد ناشی از جدایی تو بر من رفته است.
رسم تاراج خرابی چو بدید ابر بهارگریه اش ناله کنان بر گل و شمشاد آمد
هوش مصنوعی: وقتی ابر بهار بیداد و ویرانی را مشاهده کرد، با اندوه و ناله به سراغ گلها و شمشادها آمد.
از خزان ریخت جوانان چمن سرو مگرکز چنان تفرقه از راستی آزاد آمد
هوش مصنوعی: با آمدن پاییز، جوانان درختان سرو از میان باغچه ریختند؛ آیا کسی توانست از این جدایی به راستی رهایی یابد؟
اجل از هجر تو میخواست که قتل آموزداز پی کسب هنر جانب ارشاد آمد
هوش مصنوعی: مرگ به خاطر دوری تو میخواست که چگونگی کشتن را بیاموزد، اما به راهنمایی و هدایت آمد.
دوش رفتم به خرابات و به جامی شد دفعآنچه از دور زمان بر دل ناشاد آمد
هوش مصنوعی: دیشب به محلی پر از شور و شوق رفتم و با نوشیدن یک جام، تمام غمها و ناراحتیهایی که از زمانهای دور بر دلم نشسته بود، را کنار زدم.
فانیا قطع بیابان خودی دشوار استمگر آن کس که به توفیق خداداد آمد
هوش مصنوعی: از بین بردن خودخواهی در زندگی دشوار است، مگر اینکه کسی از نعمت الهی برخوردار شود.