شمارهٔ ۱۹۳ - تتبع خواجه
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع عشق و نشئگی اشاره دارد. شاعر از میل دل به نوشیدن شراب و زیبایی ساقی سخن میگوید و عشق و جذب نور و زیبایی را در آن به تصویر میکشد. او به تضاد میان مقام مهر فلک و خاک زمین پرداخته و بیان میکند که چگونه عشق و نشئگی میتواند انسان را از خود بیخود کند. همچنین، نویسنده تأکید میکند که زمان را غنیمت شمارد و به لذتهای کنونی توجه کند، چرا که پرداختن به آینده ممکن است خطا باشد. در نهایت، او به تغییرات و تأثیرات دنیوی و معنوی در زندگی انسان اشاره میکند.
دل اگر میل سوی ساغر صهبا میکردبهر عکس رخ آن ساقی زیبا میکرد
هوش مصنوعی: اگر دل به سمت جام شراب تمایل پیدا میکرد، به خاطر زیباییهای چهره آن ساقی خوشسیما بود.
آن چه روی است که چون عکس به می میانداختعکس خورشید در آب خضر افشا میکرد
هوش مصنوعی: آنچه که ظاهر میشود، مانند عکسی است که در آب انداخته میشود و تصویر خورشید را در آب نشان میدهد، به نوعی رازها و حقیقتهای پنهان را آشکار میکند.
همچو می مست و چو آن عکس همیشد بیخودهرکه آن عکس در آن باده تماشا میکرد
هوش مصنوعی: هر کسی که آن تصویر را در آن شراب مینگریست، مانند مینوشیده و سرمست میشد و بیخود میگشت.
بود او مهر فلک رتبه و ما خاک زمینخاک از مهر چه سان وصل تمنا میکرد
هوش مصنوعی: او ستارهای است در آسمان و ما فقط خاک و زمین هستیم. چگونه میتوان از خاک عشق به او وصل و ارتباط برقرار کرد؟
بنده پیر مغانیم که با مغبچهاشبزم در دیر فنا بهر دل ما میکرد
هوش مصنوعی: من خدمتگزار قدیمی مغان هستم که همراه آبدارخانهاش در محفل دیر از بین رفتن، به خاطر دل ما مراسم شادی برگزار میکرد.
کافر شوخ گه ساغر دور اندر بزمنقد ایمان دوصد غمزه یغما میکرد
هوش مصنوعی: کافر خندان در میخانه گرداگرد ساغر میچرخید و در جشن، با بدنش دوصد اشاره و ناز را به سرقت میبرد.
وقت را دار غنیمت که خطا بود که شیخنقد امروز پی نسیه فردا میکرد
هوش مصنوعی: وقت را غنیمت بشمار، چون اشتباه است که برای به دست آوردن سودی در آینده، از فرصتهای امروز خود غافل باشی.
رفت فانی طرف دیر به سجاده سحرشام تبدیل به زنار و چلیپا میکرد
هوش مصنوعی: او در زمانی که صبح به شب تبدیل میشود، به سوی معبد میرود و در حالتی از عبادت، به نشانههای تغییر و دگرگونی میپردازد.