شمارهٔ ۱۹۷ - مخترع
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به زیبایی و مکرر عشق، درد و عاشقانه بودن اشاره میکند. او به چشمان زیبا و تأثیرگذار معشوقهاش اشاره دارد که در قلبش آتش زده و زندگیاش را دچار التهاب کرده است. بادهای که از لبان معشوقهاش میچکد، او را به عیش و شادمانی فرا میخواند. اما با وجود زیبایی و جذابیت، شاعر از نشانههای ناراحتی و درد ناشی از عشق نیز صحبت میکند. او به وجود خارهای دردناک در کنار گلهای زیبا اشاره کرده و خواستار ترک دنیای فانی و جستجوی امید است. این قطعه بیانگر تضاد میان زیبایی و رنج عشق است و حسی عمیق را در بر دارد.
شد بلا چشم تو ای گلرخسارنقطه زیر بلا خال عذار
هوش مصنوعی: ای گل رخسار، نگاه زیبای تو همچون مصیبت است و نشانی از شگفتی و خال زیبایت بر چهرهات مانند نقطهای در زیر سایه بلاست.
اینکه در جان و دل آتش زدهایدل ازین هست به جان منت دار
هوش مصنوعی: تو در دل و جانم آتش انداختهای و دلیل این عشق و شوق این است که به جانم امیدوار باش.
باده لعل لبت پیش نظراز چه شد چشم تو در عین خمار
هوش مصنوعی: شراب سرخ لبانت چرا باعث شد چشمانت در حال مستی چنین نگاهی کند؟
جلوه سرو روان تو حیاتدهد اما کشدم در رفتار
هوش مصنوعی: زیبایی و حضور تو زندگی میبخشد، اما من در رفتار و شیوهات به زحمت میافتم.
ساقیا ساغر عیشت چو پر استنوش و نوشان به زمین برمگزار
هوش مصنوعی: ای ساقی، وقتی جام شادیات پر است، نوشیدنی را روی زمین نریز و از آن لذت ببر.
بلبل ار شیفته گلشن گشتدید در هر گلش اما صد خار
هوش مصنوعی: بلبل که به گلستان عشق ورزید، در هر گل آن هزاران خار را مشاهده کرد.
فانیا از چمن دهر ببرشاخ امید که آن نارد بار
هوش مصنوعی: از باغ زندگی، شاخههای امید را بچین، زیرا آن گل خوشبو مدت زیادی نمیپاید.