شمارهٔ ۱۹۸ - تتبع خواجه
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر از عشق عمیق خود به محبوبش صحبت میکند و میگوید که در دو جهان هیچ یاری جز او ندارد. او به غم عشق اشاره میکند و بیان میکند که اگرچه در زندگی دچار سختیها و آزارهاست، حتی اگر به بهشت برود، نمیتواند به گلزار دیگری نگاه کند. شاعر همچنین نسبت به نصیحتها و اندرزها بیاعتنا است و تنها دلمشغولیاش محبوبش است. او در نهایت بیان میکند که درد جستجوی عشق را باید پذیرفت و به احساسات واقعی خود اهمیت داد.
غیر ازو نیست مرا در دو جهان یار دگرجز ویم یار دگر جز غم او کار دگر
هوش مصنوعی: جز او هیچ دوست و همراهی در این دو جهان ندارم؛ دیگر کسی نیست که به جز غم او به کارم بیاید.
من نه آن بلبلم ای گل که دو صد خار جفاگر خلد از تو کنم روی به گلزار دگر
هوش مصنوعی: من آن بلبلی نیستم که برای تو، با وجود تمام زخمها و سختیها، به بهشت دیگری روی آورم.
نکنم کفر قبول ار کندم پیر مغانبه جز از طره آن مغبچه زنار دگر
هوش مصنوعی: اگر پیر مغان مرا پذیرش کند، من کفر نمیورزم و به جز از موهای آن دختر زیبای زینتی چیزی نمیخواهم.
قدح دور بما چون برسد ای ساقیتا به لب چونکه شود ریخته مقدار دگر
هوش مصنوعی: ای ساقی، وقتی که جام به ما میرسد، تا لب نوشیدنی پر شود، مقداری از آن ریخته میشود.
ناصحا پند تو یکبار قبولم نفتادگفته پندار ازین موعظه صد بار دگر
هوش مصنوعی: ای نصیحتگران، من یک بار هم پندت را نپذیرفتم. حالا فکر میکنم که این نصیحت را صد بار دیگر هم میزنید.
جم وقتم که گرفتم ز سر خرقه رهنجام دیگر به دو صد زاری و زنهار دگر
هوش مصنوعی: زمانی که خلعت خرقه را از سر برداشتم و به جام دیگری رو آوردم، با دو صد اندوه و ناله و زاری دیگر دست و پنجه نرم کردم.
فانیا درد طلب گر طلبی پیدا کندل ریش دگر و سینه افکار دگر
هوش مصنوعی: اگر دردی برای جستجو داری، باید در جستجوی جدیدی باشی. دل شکسته و افکار متفاوتی را تجربه کن.