شمارهٔ ۲۰۵ - مخترع
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و ارادت خود به یک معشوق نازنین اشاره میکند و بیان میکند که اگر نتواند دست او را ببوسد، از زمین بوسهای به او خواهد رساند. او ابراز میکند که حتی بوسیدن پای سگ معشوق برایش ارزشمند است و در باغ هم به خاطر زیباییهای معشوق، بیوقفه بوسه خواهد زد. همچنین به احساساتی عمیق و پیوند روحانیاش با معشوق اشاره میکند، و در نهایت بیان میکند که اگر معشوق در دست فانی بیفتد، او نیز در همان راستا بوسهای به او خواهد داد. بهطور کلی، شعر عمیقاً به عشق و ارادت پرداخته است.
ز من ای دل کف آن نازنین بوساگر خود دست ندهد آستین بوس
هوش مصنوعی: ای دل، اگر آن محبوب نازنین خود را به من نرساند، حداقل آستینش را ببوس!
گر اینم نیست بوسی بر زمین زنز من یعنی رسان آنجا زمین بوس
هوش مصنوعی: اگر این نیست، پس برای من بر زمین بوسه بزن. یعنی آنقدر به من نزدیک شو که بتوانم زمین را ببوسم.
کف پای سگش بوسیدنم بینترا هم گر دهد دست این چنین بوس
هوش مصنوعی: اگر به من اجازه بدهی، حتی پاهای یک سگ را میبوسم؛ به خاطر تو هم اگر کسی چنین کاری کند، برایم مهم نیست.
زنم در باغ بی آن قامت و رخبپای سرو و روی یاسمین بوس
هوش مصنوعی: من در باغ نشستهام و به یاد تو و زیباییات، که نه قامت محسوسی داری و نه چهرهای نمایان، به درخت سرو و گل یاسمن فکر میکنم و آنان را میبوسم.
دراید مهر از روزن که گیردز پای آن مه خرگه نشین بوس
هوش مصنوعی: از روزنه نگاه کن که آن معشوق زیبای ما در حال نزدیک شدن است و میخواهد با لبخندی دلنشین ما را بوسهباران کند.
غلام آنم ای روح الله از جانکه دستش را دهد روح الامین بوس
هوش مصنوعی: من آن بندهای هستم که از جان خود برای تو میفروشم، به طوری که فرشتۀ وحی دستش را ببوسد.
اگر آن مه فتد در دست فانیبه پایش کار او باشد همین بوس
هوش مصنوعی: اگر آن ماه زیبا به دست فردی فانی بیفتد، به پای او تنها همین بوسه و توجه او خواهد بود.