شمارهٔ ۲۱۹ - تتبع خواجه
هوش مصنوعی: در این اشعار شاعر به زیبایی و جذابیت چهره معشوق اشاره میکند و میگوید که اگر آن را مانند شراب در میکده بگذارد، زیبایی او برای دیگران قابل مشاهده خواهد بود. او از گدایان میخواهد که در میکده تلاش کنند تا خود را از صومعهها رها کنند و به آنجا بپیوندند. همچنین به نظر میرسد او از بیاحتیاطی معشوق خود نگران است که ممکن است به آسانی از در دیر چشمپوشی کند. شاعر همچنین به تمسخر اهل دین میپردازد که به میپرستی تمایل دارند و نگران نیستند که خود را در نهایت میان مغها و ترساها بیابند. دل او به شدت تحت تأثیر زیبایی معشوقش است و میلرزد. در نهایت، او دربارهی فقدان فرصتی که از دست رفته میگوید و به صورت استعاری خود را به سگ دیوانهای تشبیه میکند که در صحرا سرگردان است.
عکس رخسار چو بر ساغر صهبا فکنمگونه ای زردوشی در می حمرا فکنم
هوش مصنوعی: اگر تصویری از چهرهام را بر جام شراب بیفکنم، به گونهای از زردوشی در شراب سرخ میافکنم.
ای گدایان در میکده همت که به جهدخویشتن را اگر از صومعه آنجا فکنم
هوش مصنوعی: ای گدایان، در میکده تلاش کنید که اگر با کوشش خود، بتوانید خود را از صومعه خارج کنید، این کار را انجام دهید.
وه که آن مغبچه پروا نکند گر خود رابر در دیر ز ایوان مسیحا فکنم
هوش مصنوعی: آخ، آن دختر زیبا بیتوجه است، حتی اگر خود را بر در کلیسا بیندازم، هیچ اهمیتی نخواهد داد.
اهل دین تو به دهندم ز می ایدل چه عجبخویش را گر به میان مغ و ترسا فکنم
هوش مصنوعی: اهل دین هنوز هم مشغول نوشیدن شراب هستند، پس چه جای تعجب دارد اگر من هم به صومعهها و مکانهای غیرمتعارف بروم و با مغها و ترساها هم نشین شوم؟
دل واله شده چون بید بلرزد هر گهچشم بر جلوه آن قامت رعنا فکنم
هوش مصنوعی: دل من مثل بید در مقابل زیبایی آن قامت دلربا میلرزد و هر بار که به او نگاه میکنم، تمام وجودم به لرزه درمیآید.
فانی آن صید شد از دست چه سود ار خود راسگ دیوانه صفت جانب صحرا فکنم
هوش مصنوعی: اگر آن شکار از دست رفته باشد، چه فایدهای دارد که خود را مانند سگی دیوانه به بیابان بیفکنم؟