تناجی
امیرعلیشیر نوایی

شمارهٔ ۲۳۳

باز در دیر بتی عشوه‌نما می‌بینمکاهل دین را ز وی آشوب و بلا می‌بینم
زاهدا منع مکن چون نگرم در رخ اوعیبِ این چیست که در صُنع خدا می‌بینم
من و مایی نبود در رَهِ وحدت هُش دارکه من این ما و من از عین خطا می‌بینم
بی‌وفایی مگر این مه ز تو دارد تعلیمکه فلک دشمن ارباب وفا می‌بینم
گر گدای در میخانه شدم عیب مکنکه بر آن در همه شاهان چو گدا می‌بینم
کافرا کز پی ایمان ریایی مخلصمنزلی خوب‌تر از دیر فنا می‌بینم
فانیا جام فنا چون بکشم حافظ‌وارکه همه در روش حافظ و جامی بینم