شمارهٔ ۲۳۴ - تتبع خواجه
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به میخانه میرود تا از گناه و ریا فرار کند. او بیان میکند که نمیخواهد از دو جام شراب کمتر از آنچه برآورده میشود، استفاده کند و به جای طعنهزدن، به مسیری که انتخاب کرده احترام میگذارد. او از پیر میخانه میخواهد که او را راهنمایی کند، وگرنه در گل و لای ریا غرق خواهد شد. شاعر احساس میکند که غم و اندوه هیچ ارزشی در مقابل حالت مستی و رهایی او ندارد. او به وضعیت تاریک زندگی اشاره میکند و به این نکته میپردازد که به این میخانه سیاه آمدهاند تا از بار سنگین زندگی رهایی یابند. در نهایت، نشان میدهد که هر فردی به دنبال رسیدن به آرامش و فاصله گرفتن از مشکلات زندگی است.
ما به میخانه پی دفع گناه آمدهایمیعنی از زهد ریایی به پناه آمدهایم
هوش مصنوعی: ما برای دوری از گناه به میخانه آمدهایم، به این معنا که از تظاهر به پرهیزکاری و زهد دوری کردهایم و به جایی پناه بردهایم که حقیقت را میتوان یافت.
سر به کونین نیاریم فرو از دو قدحچو بگوییم پی حشمت و جاه آمدهایم
هوش مصنوعی: ما برای رسیدن به مقام و عظمت به این دنیا نیامدهایم، بلکه وقتی از دو جام بنوشیم، به شکوه و جلال خود پی خواهیم برد.
روی چون بر ره میخانه نهادیم مزنطعن بیراهی ما چونکه به راه آمدهایم
هوش مصنوعی: وقتی که به سمت میخانه رفتیم، به ما ایراد نگیرید که چرا راه را گم کردهایم، چون حالا که به این راه آمدهایم.
پیر میخانه مگر دست بگیرد به کرمور نه در بحر ریا غرق گناه آمدهایم
هوش مصنوعی: پیر میخانه شاید بخواهد ما را با لطف خود نجات دهد، وگرنه ما به عمق ریا و گناه فرو رفتهایم.
خس و خاشاک غم و غصه چه سنجد چون مامست و بیخود شده با آتش و آه آمدهایم
هوش مصنوعی: غم و اندوه مانند خس و خاشاک هستند و ارزشی ندارند، چون ما در حال مستی و بیخود بودن، به همراه آتش دل و آههایی که از دل برمیآید، به زندگی آمدهایم.
روزگار سیه آورد به چشم سیهتما سیهخانه به آن خانه سیاه آمدهایم
هوش مصنوعی: زمانه برای ما با چشمان تاریک و بد، مشکلات زیادی به ارمغان آورده است و ما به این خانهی تیره و تار آمدهایم.
منت خاک درت مانده به چشم فانیبار برداشته با پشت دوتاه آمدهایم
هوش مصنوعی: ما با احترام و توجه به خاک درگاهتان آمدهایم و همانند افرادی که در راهتان زحمت کشیدهاند، با تمام وجود تلاش کردهایم تا به شما نزدیک شویم.