شمارهٔ ۲۴۱ - تتبع خواجه
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و نوشیدن شراب به عنوان راهی برای فراموشی دردها و غمها است. شاعر در آن به زیبایی محبوب خود اشاره میکند و میگوید که برای یادآوری او، زندگی را با رنگی زیبا تزیین میکند. او میخواهد با نوشیدن شراب، غم و خستگی را از خود دور کند و اگرچه دیگران در جستجوی مقام و ثروت هستند، او به دنبال لذت و شادی در میکده است. شاعر با بیان اینکه نمیخواهد تحت تأثیر حوادث زندگی قرار گیرد، به سرزندگی و خوشی در زندگی تأکید میکند و از حزن دیگران ابراز تعجب میکند.
چون بیاد لعل او میل می گلگون کنمساغر دوران ز خوناب جگر پر خون کنم
هوش مصنوعی: وقتی به یاد لعل او میافتم، دل شوریدهام را به شراب سرخ متمایل میکنم و پیمانهای از خون جگرم را پر میکنم.
از پی دفع خمار مفلسان میکدهگر ندارم وجه می سجاده را مرهون کنم
هوش مصنوعی: برای رفع خماری و کمبود مالی مستمندان میخانه، اگر پولی نداشته باشم، میتوانم سجادهام را در رهن بگذارم.
طرح آبادی به می گر افکنم باشد چنانککز پی عشرت بنای خانه بر جیحون کنم
هوش مصنوعی: من برنامهریزی میکنم که به خوشی و لذت بپردازم، به طوری که بتوانم بنای خانهای را بر روی جیحون یعنی در جایی زیبا و دلنشین بسازم.
من که همواره قدح گردان بود باشد عجبالتفات ار سوی ناهمواری گردون کنم
هوش مصنوعی: من که همیشه در حال نوشیدن هستم، چه جای تعجبی است اگر به ناهمواریهای زندگی توجه کنم؟
نیستم رند ار ز آشوب حوادث دهر راوضع دیگرگون شود من حال دیگرگون کنم
هوش مصنوعی: اگر چه من فردی نادان به حساب میآیم، اما اگر اوضاع و احوال زندگی به هم بریزد، من خود را تغییر میدهم و به وضعیتی تازه میرسم.
خلق را حزن از پی جاهست و من در میکدهفانیا دارم قدح خود را چرا محزون کنم؟
هوش مصنوعی: مردم به خاطر حرص و جاه دچار غم و اندوه هستند، اما من در میخانه مشغول نوشیدن هستم و دلیلی برای ناراحت بودن ندارم.