تناجی
امیرعلیشیر نوایی

شمارهٔ ۳۱

دیدند یکی قلندر فقراندیشاز منزل و خانمانش دوری شده کیش
گفتند که پیوسته کجایی درویشگفتا که درون خرقه کهنه خویش