مرثیه حضرت مخدوم نورا [نورالدین عبدالرحمن جامی]
هوش مصنوعی: این شعر درباره غم و اندوه زندگی و مصیبتهای مداوم انسانهاست. شاعر به شرح ماتم و سوگواریهایی که در هر لحظه از زندگی تجربه میشود، میپردازد و به این نکته اشاره میکند که هر روز و هر شب، زمانی برای عزا و درد جدیدی است. او به دوری از حقیقت و وطن اصلی انسانها اشاره میکند و به دنبال آرامش در دنیای معنوی است. همچنین، شاعر از فقدان یک شخصیت بزرگ صحبت میکند و تأثیر غم از دست دادن او بر دنیا و دلهای مردم را به تصویر میکشد. این شعر در نهایت به یاد خداوند و طلب کمک از او ختم میشود و بر این موضوع تأکید میکند که وجود انسانها با عشق و بندگی به حقیقت مطلق و الهی معنا مییابد.
هر دم از انجمن دهر جفایی دگر استهر یک از انجم او داغ بلایی دگر است
هوش مصنوعی: هر لحظه از گردونه زمان، نیکیها و بدیهای جدیدی به سراغ ما میآید. هر یک از ستارهها هم نشاندهنده درد و رنجی متفاوت است.
روز و شب را که کبود است و سیه جامه دروشب عزایی دگر و روز عزایی دگر است
هوش مصنوعی: روز و شب، که با رنگ تیرهای پر شدهاند، نشاندهندهی حالتی اندوهناک هستند و هر یک از آنها به نوعی نشاندهندهی عزایی جدید است.
بلکه هر لحظه عزائیست که از دشت عدمهر دم از خیل اجل گرد فنایی دگر است
هوش مصنوعی: هر لحظه از زندگی ما مانند عزایی است که از جاهایی نامعلوم و غیرقابل وضوح به ما میرسد و نشاندهندهی گذر زمان و نزدیک شدن به پایان زندگی است.
هست ماتمکده ای دهر که از هر طرفشدود آهی دگر و ناله و وایی دگر است
هوش مصنوعی: در عالم امروز، مکانی شبیه به ماتمخانه وجود دارد که از هر سو، دود و آه و ناله و فریادهایی به گوش میرسد.
آه او هست به دل تیرگی افزایندهوای او نیز به جان یأس فزایی دگر است
هوش مصنوعی: دل انسان با اندوه و تیرهای که عشق ناکام به وجود میآورد، بیشتر تحت تأثیر قرار میگیرد. این دلآشوب و یأس ناشی از عشق، به روح و جان فرد نیز آسیب میزند و احساس ناامیدی را در او شدت میبخشد.
گل این باغ که صد پاره ز ماتم زدگیستهر یکی سوخته خامه قبایی دگر است
هوش مصنوعی: این گلزار پر از گلهایی است که هر کدام به خاطر غم و اندوهی که دارند، دچار آسیب شدهاند. هر کدام از این گلها داستانی متفاوت و عمیق را در دل خود دارند.
آب او زهر و هوایش متعفن چه عجبکه درین مرحله هر روز وبایی دگر است
هوش مصنوعی: آب او زهر و هوایش متعفن یعنی آب این محل سمّی و هوای آن بو و بویی ناخوشایند دارد، بنابراین طبیعی است که در هر روز بیماری جدیدی در اینجا به وجود بیاید.
اهل دل میل سوی گلشن قدس ار دارندهست ازانرو که درو آب و هوایی دگر است
هوش مصنوعی: عاشقان و اهل حال، اگر به سوی باغ بهشت متمایل شوند، به خاطر این است که در آنجا هوایی متفاوت و دلچسب وجود دارد.
نزد ارباب یقین دار فنا جایی نیستوطن اصلی این طایفه جایی دگر است
هوش مصنوعی: به ارباب یقین بگو که در اینجا جایی برای فنا و زوال وجود ندارد، زیرا سرزمین اصلی این گروه در مکانی دیگر است.
زان سبب مست می جام ازل عارف جامسرخوش از دار فنا سوی وطن کرد خرام
هوش مصنوعی: به همین خاطر، عارف خوشحال و سرمست از جام جاودانه، با ناز و لطافت از دنیاست و به سوی وطن خود حرکت میکند.
ای حریم حرم قرب الهی جایتطرف جنت فردوس کجا پروایت
هوش مصنوعی: ای مکان مقدس که در جوار خداوند قرار داری، کجاست آن جایگاه عالی و بخشنده که بهشت برین به تو نزدیک است؟
چون شدی از حرم ملک به سیر ملکوتبود در انجمن خیل ملک غوغایت
هوش مصنوعی: زمانی که از دنیای مادی و ظاهری به دنیای معنوی و فراتر از آن روی آوردی، در جمع روحانیون و فرشتگان، صدای تو همه جا را پر کرده و غوغایی برپا خواهد شد.
طوطیان حرم قدس به حرم مشتاقتبلبلان چمن انس به جان شیدایت
هوش مصنوعی: پرندگان زیبای حرم قدس، به مکان مقدس تو علاقهمند هستند، و بلبلان چمن نیز به عشق تو دل بستهاند.
سیمیا کار قضا مهر دگر داد طلوعچرخ را از اثر روشنی سیمایت
هوش مصنوعی: یعنی زیبایی و جذابیت تو باعث شده که سرنوشت تغییر کند و نور طلوعی تازه بر افرازده شود.
نه فلک چرخ زنان آمده بر اطرافتبوده گویا به سر هر یک ازان سودایت
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که آسمان با چرخش خود دور تو میچرخد و گویی هر یک از آرزوهایت بر سر تو نشستهاند.
شور در عالم ارواح بیفتاد از آنکه بنوشند به جان نکته روح افزایت
هوش مصنوعی: در عالم ارواح، هیجان و شور و شوقی به وجود آمده است؛ زیرا آنها میخواهند از نکتۀ جانافزای معنوی بهرهمند شوند و آن را درک کنند.
روح اقطاب رسیدند باستقلالتجان اوتاد فتادند به خاک پایت
هوش مصنوعی: روح بزرگانی که همواره در مسیر هدایت و راهنمایی قوم خود هستند، به سمت استقلال تو آمدهاند و آنانی که در مقام اوتاد قرار دارند، به خاک پای تو افتادهاند.
دست بر دست ربودند ترا تا جاییکه در این غمکده هم خواستی آنرا رایت
هوش مصنوعی: دستت را گرفتند و تو را به جایی بردند که حتی در این دنیای غمگین هم آرزو داشتی آن را پرچم خود قرار دهی.
تو شدی واصل مقصود حقیقی و بماندتا قیامت به جهان شیون و واویلایت
هوش مصنوعی: تو به هدف واقعی رسیدی و تا قیامت در این دنیا صدای اندوه و اعتراض مردم باقی خواهد ماند.
در فراق تو غمین ماند دل غمزدگانتیره زین گوشه ماتمکده ماتم زدگان
هوش مصنوعی: دلهای غمگین به خاطر دوری تو در این گوشهی غم و اندوه باقی ماندهاند و همچنان در غم و ماتم احساس ناراحتی میکنند.
تو برفتی و دل خلق جهان زار بماندتا قیامت به فراق تو گرفتار بماند
هوش مصنوعی: تو رفتی و دل مردم دنیا در حال سوگواری و غم است و تا همیشه به خاطر دوری تو اسیر و در بند خواهد ماند.
زاتشین آه دل سوختگان تا به ابددودها در خم این گنبد دوار بماند
هوش مصنوعی: آتش دل سوختگان همیشه و تا ابد در فضای این دنیا به شکل دود باقی میماند.
اهل توحید که بی مرشد کامل گشتندصدشان مشکل حل ناشده در کار بماند
هوش مصنوعی: افراد اهل توحید که بدون راهنمایی کامل و ارشاد درست حرکت کردند، در کارهای خود با مشکلاتی مواجه شدند که هیچگاه حل نشد.
سالکانرا که کمال از تو رسیدی به سلوکعجزها در روش و نقص در اطوار بماند
هوش مصنوعی: سالکان (رو Spirituall Seeker) زمانی که به کمال و اصل وجودت دست پیدا کردهاند، باید بدانند که در مسیر خود با ضعفها و نواقص خود باقی میمانند.
امرا را که شدی مشعل مهر از تو منیرتیره شد مشعل و تا حشر شب تار بماند
هوش مصنوعی: ای کسی که با مهر و دوستی خود، روشنیبخش زندگی امرا شدی، بدان که نور و روشنیات باعث شد تا تاریکی و ظلمت در زندگی آنها بماند و این شب سیاه تا قیامت ادامه خواهد داشت.
صد خلل راه بدین یافت که دین دارانراسبحه بشکست به کف رشته زنار بماند
هوش مصنوعی: در این بیت به این موضوع اشاره میشود که مشکلات و معایب زیادی در مسیر وجود دارد، به طوری که دینداران به خاطر ناتوانیشان در حفظ اعتقادات خود، دچار تردید و شکست میشوند، در حالی که در نهایت فقط نخی از دنیا در دست دارند.
سر حق رفت پس پرده کتمان که ز اشکبه گل اندوده و در مخزن اسرار بماند
هوش مصنوعی: حقیقت از پس پرده آشکار شد، و به دلیل اشکها به گل آغشته گردید و در جایی از اسرار پنهان باقی ماند.
نه که صد خار الم در دل احرار خلیدکه دو صد بار ستم بر تن ابرار بماند
هوش مصنوعی: نه اینکه فقط یک بار قلب آزادمردان پر از درد و رنج شده، بلکه این که ظلم و ستم بارها بر وجود خوبان و نیکان باقی مانده است.
طالبان را روش راه فنا رفت ز دستهر یکی در پس صد پرده پندار بماند
هوش مصنوعی: طالبان، که گمراهان جویای حقیقت هستند، در مسیر نابودی و فنا قرار گرفتهاند. هر یک از آنها در پس افکار و خیالات خود، به بند پردههایی از تصورات گرفتار ماندهاند و نمیتوانند به حقیقت دست یابند.
چه تزلزل که ز فوت تو در ایام افتادزان تزلزل چه خلل ها که در اسلام افتاد
هوش مصنوعی: از زمانی که تو از میان ما رفتی، چه تغییرات و بینظمیهایی در زندگی به وجود آمد و به دنبال این بینظمیها چه مشکلاتی در دین اسلام ایجاد شد.
زین عزا در همه عالم نه گدا ماند نه شاهکه کشیدند به سوگ تو دو صد ناله و آه
هوش مصنوعی: به خاطر این مصیبت در دنیا نه فقیر و نه پادشاهی باقی نماند، زیرا همه به سوگ تو صدها ناله و آه سر دادند.
ابرسان گریه کنان نعره زنان سایه فکندبر سر نعش تو خورشید کرم ظل الله
هوش مصنوعی: ابرها با صدای ناله و گریه به تو سایه میاندازند، در حالی که خورشید، مظهر رحمت خدا، بر نعش تو تابیدن را متوقف کرده است.
گر میسر شدیش نعش کشیدی بر دوشچون من سوخته دل جانب مدفن همراه
هوش مصنوعی: اگر فرصتی پیش بیاید، مانند من که دل سوختهای دارم، تو هم جنازهات را بر دوش میکشانی تا به مقبره برسی.
شهریاران جهان چاک زده جامه به تنپیش تابوت تو پویند به احوال تباه
هوش مصنوعی: پادشاهان دنیا با لباس پاره و آشفته به دنبال تابوت تو میروند و از حال و روز ناگوار خود سخن میگویند.
سر بلندان زمان در پی نعشت شده پستهمه گریان و کشان بار تو با پشت دو تاه
هوش مصنوعی: در میان مردم، کسانی که در راس جامعه قرار دارند و در جستجوی خوشبختی و لذت هستند، به ناچار به خاطر مشکلات و سختیهای زندگی در حال گریه و زاری هستند. همه آنان بار سنگینی را بر دوش دارند که سبب تأسف و رنجشان شده است.
شده هر پایه مهد تو بدوش یک قطبلیک هر چار شده ندبه گرو وا اسفاه
هوش مصنوعی: هر پایهی مهد تو بر دوش یک قطب قرار گرفته است، اما هر چهار گوشه به حالتی زاری و افسوس افتادهاند.
عالمی را به سوی عالم دیگر بردننتوان جز به چنین بار کسان آگاه
هوش مصنوعی: برای انتقال یک فرد از دنیای علم به دنیای دیگر، تنها افرادی که آگاهی و دانش لازم را دارند میتوانند این کار را انجام دهند.
جزعه اکبری افتاد که با این همه چشمچرخ گردون نتوانست بدانسوی نگاه
هوش مصنوعی: به دلیل وقوع حادثهای بزرگ و مهم، هیچگاه نتوانستهایم به آن سو که میخواهیم و به آرزوهای خود نظری بیفکنیم، حتی با وجود تمام تلاشها و دقتهای ما.
گرچه شام تو شد از نور چو مهتاب سفیدهیچکس لیک ندیدست چنان روز سیاه
هوش مصنوعی: هر چند شب تو مانند شبهای روشن و درخشان است، اما هیچکس چنین روز تاریکی را ندیده است.
به نمازت که هزاران ز بشر پیوستندصد هزاران ز ملایک به هوا صف بستند
هوش مصنوعی: به هنگام نمازت هزاران انسان جمع شدهاند و صدها هزار فرشته در آسمان صف کشیدهاند.
همه بردند به افغان و دل چاک تراجای کردند چو گنجی به دل خاک ترا
هوش مصنوعی: همه به یاد تو و احساست پرداختهاند و دلهایشان را برای تو زخم کردهاند، مثل گنجی که در دل زمین پنهان شده است.
خیل ارباب ارادت همه را خاک به دلهر یکی خواست کشیدن به دل چاک ترا
هوش مصنوعی: همهی کسانی که عشق و ارادت دارند، به دلشان میخواهند که تو را درون دل خود جا دهند و برای هر کدام از آنها، تو بهترین و عزیزترین هستی.
سر پاکان جهان بودی ازان ای گل پاکپاک آورد و دگر برد همان پاک ترا
هوش مصنوعی: ای گل نازنین، تو در این دنیا فقط یک سر و یک سرشت پاک داری، که از آن جلوههای خالص به وجود آمدهاست و آنچه را که به تو داده، دوباره خواهد گرفت.
غرقه بحر وصالی که بچشم همتروضه چون گلخن و طوبیست چو خاشاک ترا
هوش مصنوعی: در دنیای عشق و وصال، آن چنان غرق شدهای که با دیدن زیباییها و لذایذ زندگی همچون گلی در باغ، شادابی و آرامش را احساس میکنی. اما در عین حال، تمام این زیباییها مانند علفی بیارزش در مقابل عظمت و اهمیت عشق تو به نظر میرسند.
روح پاکت چو به بالای نهم چرخ شتافتزینکه تن زیر زمین رفت کجا باک ترا؟
هوش مصنوعی: وقتی که روح پاکت به اوج آسمان پرواز کند و تن تو در خاک و زمین بماند، دیگر چه نگرانیای برایت باقی خواهد ماند؟
همه پاکان جهان را به تن پاک رسیدآنچه بر پیکر پاک آمد از افلاک ترا
هوش مصنوعی: همه افراد نیکوکار و پاک در دنیا به اصل پاکی خود دست مییابند و چیزی که از آسمانها بر وجود پاک تو نازل شده، شایسته توست.
چون تو گنجی که فلک داشت نهان کرد بخاکنه پی حفظ که از غایت امساک ترا
هوش مصنوعی: تو مانند گنجی هستی که آسمان آن را پنهان کرده و به زمین سپرده است، نه برای حفظ تو بلکه به خاطر فقر و زیادهروی در نگهداریات.
عقل کل بودی از ادراک معانی زان رونتواند که تعقل کند ادراک ترا
هوش مصنوعی: تمامی معانی و مفاهیم در دستان عقل کل قرار دارد و به همین دلیل نمیتواند وضعیت و درک تو را بفهمد.
قسم یاران ز تو گر زاری و غمناکی شدلیک زاری نبود چون من غمناک ترا
هوش مصنوعی: اگر دوستانت از درد و غم تو سوگ کنند، اما سوگ و اندوهی که من دارم، هیچکدام از آنها نمیتواند به پای غم من برسد.
زده صف خیل اکابر که برا ای مخدوممخلصان را مکن از دیدن رویت محروم
هوش مصنوعی: به خاطر تو، بزرگان و مهمانان صف کشیدهاند. پس ای سرورم، مخلصان و باوفا را از دیدن رویت محروم نکن.
دوستان در همه فن نادره عالم کو؟افضل و اعلم اولاد بنی آدم کو؟
هوش مصنوعی: دوستانی که در تمام فنون تخصص دارند و در دنیا بینظیرند کجا هستند؟ بهترین و داناترین فرزندان آدم کجا هستند؟
در بیابان تمناش خلایق مردندبه دوای همه آن خضر مسیحا دم کو؟
هوش مصنوعی: در بیابان آرزوها، مردم به خاطر نیاز به چیزی جان باختند، پس چرا خضر مسیحا که میتواند برای همه آنها درمان باشد، در دسترس نیست؟
دل اصحاب شد از تیغ فراقش صد زخمآنکه بودی بهمه خلق خوشش مرهم کو؟
هوش مصنوعی: دلهای دوستان از درد جدایی او پر از زخم شده است؛ آن کسی که برای همه آدمها دلنشین بود، حالا مرهمش کجاست؟
حجره خالی و پریشان شده اوراق و کتبصاحب حجره کجا ناظم آن هم کو؟
هوش مصنوعی: در اینجا به یک فضایی خالی و بینظم اشاره میشود که کتب و نوشتههای صاحب آن به هم ریختهاند. این وضعیت به فراموشی یا نبودن صاحب آن مکان اشاره دارد و سوالی درباره وضعیت او و دلیل غیبتش مطرح میشود.
در سرا نیست به جز خودکشی غمزدگانآنکه تسکین دهد اینرا و خوردشان غم کو؟
هوش مصنوعی: در این مکان هیچ چیز جز غم و ناراحتی وجود ندارد. کسانی که در اینجا هستند تنها در فکر پایان دادن به درد و رنج خود هستند. کسی نیست که بتواند به آنها آرامش بخشد و در جستجوی شادابی، غم و اندوه را از خود دور کند.
خامه رو کرده سیه سینه خود را زده چاککه خداوند من آن بر علما اعلم کو؟
هوش مصنوعی: قلم را برداشته و با شدت به سینهام زخم زدهام، چون میخواهم بگویم که خداوند من داناتر از همه وزرای علم و دانش است.
در خراسان نتوان گفت که کس خرم نیستکس که در روی زمین یافت شود خرم کو؟
هوش مصنوعی: در خراسان نمیتوان گفت که هیچکس شاداب و خوشحال نیست؛ زیرا هر کس که در روی زمین پیدا شود، شاداب و خوشحال است.
نه که در خانقه زهد فتاد این ماتمدر خرابات فنا نیز به جز ماتم کو؟
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به این دارد که تنها در مکانهای مذهبی و خانقاهها غم و اندوه وجود ندارد، بلکه در مکانهای غیرمذهبی نیز مانند خرابات، این غم و ماتم حضوری پر رنگ دارد. به عبارت دیگر، زندگی و دنیا پر از درد و محنت است و این تنها مختص به مکانهای خاصی نیست.
گذراندن به فنا عهد کنم باقی عمرکاندرین دیر کهن عهد بقا محکم کو؟
هوش مصنوعی: من تصمیم دارم باقی عمرم را در این دنیای فانی بگذرانم، اما در این سرای کهن، آیا پایبندی به وعده ابدی وجود دارد؟
عشقبازان ز غم آتش به دل افروخته اندجان گدازان هم ازین آتش دل سوخته اند
هوش مصنوعی: عشاق به خاطر اندوه و درد خود، آتشی در دل روشن کردهاند و کسانی که جانشان در این عشق رنج میکشد، از همین آتش دلشان سوخته است.
ای که در پیش گرفتی سفر دورو درازکه بدین نوع سفر هر که بشد ناید باز
هوش مصنوعی: ای کسی که سفر طولانی و دشواری را آغاز کردهای، بدان که هر کسی که این نوع سفر را تجربه کند، دیگر به مقصدی که از آنجا آمده باز نخواهد گشت.
نه که از نوک قلم باز به بستی ره سحربلکه از بند زبان بردی از آفاق اعجاز
هوش مصنوعی: نه اینکه تنها با نوک قلم به مسیر جادوگری اشاره کردی، بلکه از محدودیتهای زبان رها شدی و رازهایی از عالم را آشکار کردی.
نفس قدسیت از کس نتوان یافت دگروحی را بعد نبی زانکه نشد کس ممتاز
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند مانند پیامبر وحی را دریافت کند، زیرا بعد از او کسی به آن درجه از کمال و برتری نرسیده است.
شاه را ماند بجان زاتش هجران تو سوزبنده را در دل صد پاره ز داغ تو گداز
هوش مصنوعی: شاه از دوری تو به شدت ناراحت و عذاب کشیده است، و من هم به خاطر غم و سوزی که در دل دارم، مانند آتشی درونم در حال سوختن هستم.
نه شه و بنده که تا روز قیامت در دهرهر که باشد بود از ماتم تو نوحه طراز
هوش مصنوعی: نه پادشاه و نه کسی که در مقام خدمت است، تا روز قیامت در این دنیا هر کسی که باشد، به خاطر غم و اندوه تو سوگواری خواهد کرد.
گرچه رو در تتق وصل نهفتی که شویتا ابد جلوه کنان در حرم عزت ناز
هوش مصنوعی: هرچند که چهرهات را در راز وصال پنهان کردهای، اما امید دارم که همیشگی و با زیبایی در مکان ارجمندت نمایان شوی.
مدد از روح پر انوار خودت نیز رسانکه خرابند ز هجر تو بسی اهل نیاز
هوش مصنوعی: از نور روح پاکت یاری برسان، زیرا بسیاری از نیازمندان به خاطر فراق تو در رنج و اذیت هستند.
هر که صد قرن بماند به جهان هم به فسونبرباید ز جهانش فلک شعبده باز
هوش مصنوعی: هر کسی که برای مدتی طولانی در دنیا بماند، در هر حال تحت تأثیر جادوگری و حقهبازی عالم هستی قرار میگیرد.
ای رفیقان همه را عاقبت کار اینستفکر انجام کسی به که کند از آغاز
هوش مصنوعی: دوستان، پایان کار هر کسی به همین شکل است؛ پس بهتر است از همان ابتدا به کارهایی که انجام میدهیم فکر کنیم.
شاه معنی را اگر صورتی افتاد چنینباد تا حشر شه صورت و معنی آمین!
هوش مصنوعی: اگر شاه معنی از بین برود و فقط ظاهری باقی بماند، تا روز قیامت چنین باشد که همواره رابطه بین صورت و معنی وجود داشته باشد. آمین!