شمارهٔ ۲۶ - جایزه (پری)
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به محبوب خود خطاب میکند و از زیبایی و لطف او سخن میگوید. او محبوب را به پریان تشبیه میکند و میگوید که وجود او نه تنها او را شاداب میکند، بلکه حتی غیبت او هم آزاردهنده نیست، زیرا عشق و سایه محبوب همیشه بر سر اوست. شاعر به زیبایی و لطافت محبوب اشاره میکند و میگوید که برتری او از پریان را درک میکند و از دوریاش احساس کمبود نمیکند.
دلبرا! ای که ترا طبع سخنپرور من!مهربان کرد که دستی بکشی بر سر من
هوش مصنوعی: عزیزم! تو که با روح خلاق من مهربان هستی، ای کاش دستی بر سر من بکشی.
سکه ای را که (پری) لطف نمودی برسیدای پری روی و پری خوی و پری پیکر من
هوش مصنوعی: ای پری، تو با لطف خود به من سکهای دادی. من به تو روی زیبا و سیمای پریگونهام را تقدیم میکنم.
تو خودت نیز پری هستی و بهتر، زیراعوض این پری آن به که خودآئی بر من
هوش مصنوعی: تو خود نیز مانند یک پری هستی و حتی بهتر از آن، چون به جای آن پری، بهتر است که خودت به سوی من بیایی.
از پری بودنت آنقدر به من معلومستکه مرا بینی و خود غائبی از منظر من
هوش مصنوعی: از وجود تو و زیباییهایت آنقدر آگاه هستم که حتی وقتی تو در کنارم نیستی، میتوانم تو را احساس کنم و ببینم.
گرچه من سایه تو نیز ندیدم لیکن،باز هم کم نشود، سایه تو از سر من
هوش مصنوعی: هرچند که من هرگز سایه تو را ندیدم، اما باز هم حضور تو در زندگیام کمتر نمیشود.