شمارهٔ ۲۷ - خنده شاعر
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به وضعیت کنونی و مشکلات جامعه میخندد، اما این خنده به طور عمیقتری ناشی از نگریستن به فرماندهی و نظم جهان است. او به نظاره خندیدن دیگران به مسایل سطحی پرداخته و بر عمق درد و رنجهای بشر تأمل میکند. او بر فلاکتهای بشری و ناکامیها تمرکز دارد و به آنچه در تاریخ و آینده میبیند میخندد. شاعر به این نتیجه میرسد که علم و دانش در این وضعیت ناکافی هستند و به نوعی از آنها بیزار است. این خندههای او نوعی خنده از سر ناچاری و تأمل در واقعیت تلخ زندگی است.
من که خندم، نه بر اوضاع کنون میخندممن بدین گنبد بیسقف و ستون میخندم
هوش مصنوعی: من که در حال خندیدن هستم، به وضع کنونی نمیخندم، بلکه به این دنیای بیحفاظ و ساختارمیخندم.
تو به فرمانده اوضاع کنون میخندیمن به فرماندهی کن فیکون میخندم
هوش مصنوعی: تو به وضعیت و اوضاع میخندی و از آن لذت میبری، من هم به قدرت و فرمانروایی جهان میخندم.
همه کس بر بشر بوقلمونی خنددمن به حزب فلک بوقلمون میخندم
تمام مردم عادی بر انسانِ متلون، دورنگ و دمدمیمزاج (بشر بوقلمونی) میخندند و او را مسخره میکنند؛ اما من (شاعر) به گروه و دارودستهٔ روزگار و چرخِ فریبکار و همیشه در تغییر (فلک بوقلمون) میخندم و آن را به تمسخر میگیرم.در واقع، پیام شاعر این است که به جای ریشخند کردنِ یک انسانِ ضعیف و دو رو، دیدگاهی کلانتر دارد و کلِ این جهانِ ناپایدار، متغیر و فریبنده را که بزرگترین مظهرِ دورنگی است، ریشخند میکند.
خلق خندند به هر آبلهرخساری و، من:به رخ این فلک آبلهگون میخندم
هوش مصنوعی: مردم به هر صورت زیبایی میخندند و من به چهره این آسمان که لکهدار و ناهموار است، میخندم.
هرکس ایدون، به جنون من مجنون خنددمن بر آن کس که بخندد به جنون میخندم
هوش مصنوعی: هر کسی که به دیوانگی من بخندد، من هم به او میخندم که به دیوانگی میخندد.
آنچه بایست: به تاریخ گذشته خندمکردهام خنده، بر آینده کنون میخندم
هوش مصنوعی: نگاهی به گذشته انداختهام و به چیزهایی که رخ داده خندیدهام، حالا به چیزهایی که در آینده ممکن است اتفاق بیفتد میخندم.
هرکه چون من ثمر علم فلاکت دیدی:مردی از گریه، من دلشده خون میخندم
هوش مصنوعی: هرکس مانند من از علم و دانش نتیجهای تلخ و ناکامی ببیند، با این حال، من که دلbroken هستم، از شدت ناراحتی میخندم.
بعد از این من زنم از علم و فنون دم، حاشا!من به هرچه بتر علم و فنون میخندم!
هوش مصنوعی: پس از این به زعم خود، من به دانش و فنون حرف نخواهم زد، هرگز! من به تمام علم و فنون میخندم و به آنها بیاعتنا هستم!