شمارهٔ ۱۵ - عید قربان
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به تضاد بین شادی عید قربان و غم و اندوه وطن اشاره میکند. او میگوید که برایش عید قربان زمانی معنی دارد که وطن در آرامش باشد و گوسفند وطن در خطر نباشد. در حال حاضر که وطن در مصیبت است، عید برای او عزا است و جشن و شادی نمیتواند او را خوشحال کند. در واقع، شاعر احساس میکند که لباس عید بر تن دارد اما در دلش غم و درد فروان است.
مرا عزاست نه عید! این چه عید قربان است؟که گوسفند وطن، زیر تیغ خصمان است!
هوش مصنوعی: سالَ نو که فرامیرسد، احساس شادی و خوشحالی ندارم! این چه جشن بزرگ و شیرینی است که وقتی به آن فکر میکنم، میبینم گوسفند وطن، در حال قربانی شدن و در دست دشمنان من است!
الان که عید من امروز نیست، چون: قربانشوم پی وطن؟ آن روز عید قربان است!
هوش مصنوعی: الان که روز جشن من نیست، چگونه میتوانم جانم را فدای وطن کنم؟ روز جشن قربانی، همان روز است!
مرا به جامه عیدی مبین، دلم خون استدرون خانه عزا، و برون چراغان است!!
هوش مصنوعی: به من نگو که برای عید خوشحال هستم، زیرا در درونم غم و اندوه زیادی وجود دارد. ظاهر زندگی شاد و پرزرق و برق است، اما در درون خانهام جو غم و عزا حاکم است.