شمارهٔ ۴۷
هوش مصنوعی: این شعر از نغمههای شادمانی و افتخارات ناشی از ظهور یک پادشاه بزرگ و پیروزیهای اوست. شاعر با استفاده از توصیفاتی زیبا، بینظیری روزگار جدید را تجلیل میکند که به واسطه حضور این پادشاه به وجود آمده است.
ویژگیهای مهم این دوران شامل افزایش شادی و سرگرمی در زندگی مردم، آماده شدن جهان برای کارهای بزرگ و همچنین ظهور اسفندیار، قهرمان و پهلوانی بینظیر است. شاعر به ستایش از دلگرمی و خوشبینی مردم پرداخته و بیان میکند که چنین روزگاری هرگز دیده نشده و دوستی و دوگانگیهای موجود به نور و آتش تازهای تبدیل شده است.
در نهایت، شعر به شادی و سعادت این زمانه و آرزوی موفقیت برای پادشاه ختم میشود و نشان میدهد که این دوران، دورانی است که هیچ چیز مشابه دیگری نخواهد داشت.
امارت گرفت افتخاری دگرفرستاد دولت نثاری دگر
هوش مصنوعی: ساختمانسازی موفقیت دیگری به دست آورد و خوشبختی جدیدی را به ارمغان آورد.
زیادت شد از بهر فتح و ظفربه میدان مردان سواری دگر
هوش مصنوعی: به خاطر پیروزی و موفقیت، نفرات جدیدی در میدان مبارزه اضافه شدند.
سپهر و ستاره بدین بزمگاهازین به نکردند کاری دگر
هوش مصنوعی: آسمان و ستارهها دیگر چیزی جز این جشنگاه انجام ندادند و کار دیگری نکردند.
به ایزد کزین خوبتر روزگارندیده ست کس روزگاری دگر
هوش مصنوعی: به خدایی که هیچ کس در هیچ زمانی بهتر از این روزگار را ندیده است.
از این گل که در باغ دولت شکفتبداندیش را هست خاری دگر
هوش مصنوعی: این گل که در باغ خوشبختی شکوفا شده، برای کسانی که بدخواه هستند، دردسر و مشکل دیگری به همراه دارد.
جهان را فزون گشت در نوبهارز دیدار او نوبهاری دگر
هوش مصنوعی: جهان در فصل بهار به خاطر ملاقات با او، دوباره به شادابی و زیبایی بیشتری دست یافته است.
جهانش همی بود در انتظارکه سازد در او کار و باری دگر
هوش مصنوعی: جهان همیشه در حال انتظار است تا تغییراتی جدید و کارهای تازهای در آن رخ دهد.
کنون راست گشت آرزوی جهانجهان را نماند انتظاری دگر
هوش مصنوعی: حال آرزوهای دنیا به حقیقت پیوسته است و دیگر هیچ انتظاری برای جهان باقی نمانده است.
برایوان شاهی پدیدار شدز دیدار خویش نگاری دگر
هوش مصنوعی: شاهی از دوربا دیدن خود، زیبارویی دیگر پدیدار شد.
چه خوانی همی رزم اسفندیارکه زنده شد اسفندیاری دگر
هوش مصنوعی: چه میخوانی در مورد جنگ اسفندیار، وقتی که دیگر بار اسفندیار زنده شده است؟
زهی پهلوانی که از بس هنرتو را در جهان نیست یاری دگر
هوش مصنوعی: به چه پهلوانی! که به خاطر مهارتهای تو در دنیا هیچ یاری دیگری وجود ندارد.
تو اندر حصاری و شهر تو هستحصار حصین را حصاری دگر
هوش مصنوعی: تو در یک محیط محصور قرار داری و این شهر نیز مانند یک دژ است که خود دارای دیوارهای مستحکمتری میباشد.
نه مر ملک را پهلوانی چو توستنه مر خلق را کردگاری دگر
هوش مصنوعی: نه در میان پادشاهان کسی به بزرگی و شجاعت تو هست و نه در بین مردم، کسی مانند تو به خالقیت و کارسازی است.
تو را دولت آموزگارست و نیستبه از دولت آموزگاری دگر
هوش مصنوعی: تو در آموزش و علم به جایی رسیدی که هیچ چیز بهتر از این آموزش و دانشی که داری، وجود ندارد.
به یزدان که بویاتر از خلق توز مجمر نخیزد بخاری دگر
هوش مصنوعی: به خداوندی که از وجود او بخاری معطرتر از مخلوقات تو برنمیخیزد.
ز فرخنده مولود مسعود توگرفت این دیار افتخاری دگر
هوش مصنوعی: از زادگاه خوشبخت و جذاب تو، این سرزمین موفقیت و افتخار تازهای به دست آورد.
بر این اختیاری که اقبال کردنخواهد گزید اختیاری دگر
هوش مصنوعی: با توجه به سرنوشت و شانس خوبی که نصیب من شده است، به هیچ وجه گزینه دیگری را انتخاب نخواهم کرد.
پدید آمد از بهر این موهبتدل هر کسی را قراری دگر
هوش مصنوعی: به خاطر این نعمت، هرکس آرامشی خاص و متفاوت پیدا کرده است.
به هر خانه ای شادی دیگرستبه هر جانبی باده خواری دگر
هوش مصنوعی: در هر خانهای شادی و خوشحالی متفاوتی وجود دارد و در هر گوشهای نوعی از نوشیدن باده و خوشگذارانی متفاوت است.
دل و دیده دشمن و دوست رابیفزود از او نور و ناری دگر
هوش مصنوعی: دل و چشم، محبت و تنفر را از او به دست آوردند و نور و آتش تازهای را به وجود آوردند.
کنون نام مردان زیادت شودچو موجود شد نامداری دگر
هوش مصنوعی: اکنون نام افراد بزرگ و معروف بیشتر میشود، چون وقتی یک شخصیت برجسته و جدید ظهور کند، بر شهرت و شناختهشدگی دیگران نیز تأثیر میگذارد.
کنون شهر بفزاید اندر جهانچو نو شد در او شهریاری دگر
هوش مصنوعی: هم اکنون شهر در جهان رونق بیشتری پیدا میکند، همانطور که وقتی شهریار جدیدی بر آن سرزمین حاکم شود، حال و هوای شهر تغییر میکند.
الا تا به نزدیک اهل شمارنباشد چنو کار کاری دگر
هوش مصنوعی: به این معناست که اگر در جمع و نزد کسانی که از تو آگاهی و شناخت دارند نباشی، هیچ کار دیگری نمیتواند سودمند باشد. اصل اهمیت در شناخت و حضور در میان افراد با اهمیت است.
سعادت ز گردون شکار تو بادکزین به ندانم شکاری دگر
هوش مصنوعی: خوشبختی و سعادت از آسمان به تو هدیه داده شود، زیرا من نمیدانم که شکار دیگری در کار است.