شمارهٔ ۴۸
هوش مصنوعی: شعر درباره پایان ماه رمضان و شروع عید فطر است. شاعر از مردم میخواهد که برای جشن عید آماده شوند و از شادیها و خوشیها بهرهمند شوند. روزهداری به پایان رسیده و زمان شادابی و عیش فرا رسیده است. او به ساقی اشاره میکند تا شراب و می بیاورد و از مغنی میخواهد که آواز بخواند. شاعر همچنین به عظمت و مقام انسانها اشاره میکند و میگوید که هیچ کسی بیگناه نیست و همه نیاز به عفو و بخشش دارند. او از خداوند میخواهد که به بندگان خود رحمت کند و به اهمیت دین و اخلاق نیز تأکید میکند. در نهایت، شاعر به شادابی و خوشی در زندگی اشاره کرده و و اهمیت عید و عیش را بیان میکند.
روزه رفت و رسید عید فرازعود پیش آر و کار عید بساز
هوش مصنوعی: روزه تمام شد و عید فرارسید، عود را به پیش بیاور تا مراسم عید را برپا کنیم.
رمضان را پدید گشت انجامخیز تا خرمی کنیم آغاز
هوش مصنوعی: در ماه رمضان به پایان میرسد و زمان آن رسیده که برای آغاز کارهای خوشایند و نشاطآور آماده شویم.
روزه از تاختن فرود آسودساقیا با شراب و جام بتاز
هوش مصنوعی: روزها به سرعت میگذرد، اما ای ساقی، با شراب و جام خود بیتوجه به زمان، به شادیام ادامه بده.
آتش محتسب فرو مرده استای مغنی بلند کن آواز
هوش مصنوعی: ای خواننده، صدای خود را بلند کن، زیرا آتش خشم و مراقبت دیگر وجود ندارد و حالا زمان شادی و درستی است.
از جهان چمنگ روزه کوته شدچنگ برگیر و رود را بنواز
هوش مصنوعی: از دنیا که شادابیاش کم شده، ساز خود را بردار و به رود بپرداز.
علم عید برفراشته اندعلم شادی وطرب بفراز
هوش مصنوعی: علم دانش را در بالای سر برافراشتهاند، علم شادی و خوشی را نیز به اهتزاز درآورید.
بازگشت از نمازگه مردمخیز تا پیش می بریم نماز
هوش مصنوعی: از محل برگزاری نماز بازگشت کنید و تا جلو برویم و نماز را ادامه دهیم.
نوبت روزه دراز گذشتپس از این ما و زلفکان دراز
هوش مصنوعی: زمان طولانی روزهداری گذشت و حالا نوبت ما و زلفهای بلند است.
بر لباس طرب طراز کنیماز سر زلف نیکوان طراز
هوش مصنوعی: ما با زلف زیبای نیکو، لباس خوشی و شادی را آماده میکنیم.
گرمه روزه بازداشت ز میمه شوالمان ندارد باز
هوش مصنوعی: اگر روزهات را در تابستان به خاطر میهمی بگیری، دیگر به آن برگشت نخواهد بود.
جبر یک ماه تا به یازده ماهما و رود و می و نشاط و گراز
هوش مصنوعی: یک ماه از سال به اندازه یازده ماه دیگر، پر از خوشی و شادی و لذت است. در این مدت، لذتهای زندگی چون رود، شراب و نشاط جاری است و مانند گراز، زندگی پر از جنب و جوش و نشاط است.
گر زما این گنه بود چه کنیمدر توبه نکرده اند فراز
هوش مصنوعی: اگر این گناه از من است، پس به چه کار میتوانیم بپردازیم در حالی که هنوز توبه نکردهام؟
گنهان را امید عفو بودچون نگویی خدای را انباز
هوش مصنوعی: گناهکاران به عفو و بخشش امیدوارند، به شرطی که خدای خود را شریک نکنند.
آدمی زاده بی گنه نبودایمنی نیست کبک را از باز
هوش مصنوعی: انسان، بیگناه وجود ندارد و هیچکس در این دنیا از خطر و آسیب در امان نیست، همانطور که کبک از دست باز (پرنده شکاری) در امان نیست.
گر مرا بر صراط باید رفتمدح صدر اجل بس است جواز
هوش مصنوعی: اگر برای عبور از صراط نیاز به مجوزی باشد، ذکر و ستایش مقام بلند و برتر کافی است.
شرف ساده عمده اسلاممجد دین داروی امید و نیاز
هوش مصنوعی: شرافت و عظمت اصلی اسلام، باعث اعتبار و افتخار دین است و همچنان مایه امید و نیاز بشریت به شمار میرود.
آفتاب علو علی که به قدرهمه با آفتاب گوید راز
هوش مصنوعی: خورشید بلندمرتبه علی آنچنان درخشانی دارد که میتواند با خورشید دیگر به گفتوگو بنشیند.
گوی برده لطافتش ز عراقدل ربوده فصاحتش ز حجاز
هوش مصنوعی: این جمله به زیبایی و دلانگیزی شعری اشاره دارد که به لطافت و فصاحت اشاره میکند. اولین بخش به نرمی و جذابیت خاصی که از عراق ناشی میشود اشاره دارد که میتواند انسان را مجذوب کند. بخش دوم به قدرت گفتار و بیان بلندمرتبهای که از منطقه حجاز برمیخیزد، اشاره میکند. به طور کلی، تصویر زیبایی از هنر و ادبیات دارد که از این دو منطقه فرهنگی به دست آمده است.
نظم او گشته معدن اعجابسخن اوست مایه اعجاز
هوش مصنوعی: نظم او به جایی شگفتانگیز تبدیل شده و سخن او منبعی از شگفتی است.
ذکر او با زمانه در گردشرای او با ستاره در پرواز
هوش مصنوعی: ذکر و یاد او همیشه در حال است، همانطور که تصمیمات و افکار او با تغییر زمان و حرکت ستارهها در حال تغییر و تحول است.
نشود مردم ذلیل عزیزتا نیابد ز صدر او اعزاز
هوش مصنوعی: اگر کسی به مقام و احترام نرسد، هرگز مردم به او محبت و ارادت نخواهند داشت و در نتیجه، او برای دیگران ذلیل و بیاحترام خواهد بود.
چرخ را اقتدا به همت اوسترمه را اقتدا بود به نهاز
هوش مصنوعی: چرخ و فلک تحت تأثیر اراده اوست و گوسفندان نیز به گردن گله حرکت میکنند.
هیچ سر خرد نهفته نماندتا همی کلک او بود غماز
هوش مصنوعی: هیچ راز یا خردی پنهان نمیماند، چون قلم او همیشه در حال خیانت به آن است.
سبز گشت از سخاش کشت امیدسیر گشت از عطاش معده آز
هوش مصنوعی: از لطف و محبت او زندگی پررنگ و سرسبز شده و از بخششهای او، دلها را از محبت سیر کرده است.
ای همه خلق را ز گشت فلکمجلس صدر تو مفر و مفاز
هوش مصنوعی: ای مردم، از چرخش آسمان دوری کنید و در جمعی که در آن شما برتری و مقام دارید، قرار نگیرید.
به سخا با تو برنیاید ابرچون مرکب کجا بود مجتاز؟
هوش مصنوعی: ابر که فراوانی و سخاوتش شناخته شده است، نمیتواند به اندازهی مهربانی و فداکاری تو باشد؛ پس چگونه میتواند به این حالت دست یابد؟
زشت را کی بود ملاحت خوبزاغ را کی بود جلادت باز
هوش مصنوعی: زشت را هیچ وقت زیبایی نیست و زاغ هم نمیتواند شجاعت باز را داشته باشد.
تا ستوده است در سخا تعجیلتا گزیده است در سخن ایجاز
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که کسی که در generosity (سخاوت) سریعالعمل و عجلت دارد، در کسانی که در بیان و کلام خود مختصر و خلاصه هستند، انتخاب و گزینش میکند. به عبارتی، به سرعت عمل کردن در خیرات و کمک به دیگران و همچنین مختصر گویی در سخن اشاره دارد.
عمر بین عیش کن سعادت یابشاد زی خصم کش عدو پرداز
هوش مصنوعی: در طول زندگیتان از شادی و خوشی بهرهمند شوید و سعادت را به دست آورید. با دشمنان خود با تدبیر و هوش روبهرو شوید.
تو قرین نشاط و عیش به عیدحاسد تو قرین گرم و گداز
هوش مصنوعی: تو همراه با شادی و خوشی به روز عید هستی، در حالی که حسادت تو، مانند آتشِ گرم و سوزانی است که همیشه در دل دارد.