شمارهٔ ۵۹
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی زیبایی و عظمت معشوق و تعلق خاطر شاعر به اوست. شاعر به تصویر آسمان و ماه اشاره میکند و بیان میکند که وجود معشوق همانند ماهی است که در آسمان میدرخشد و اگر او نبود، دیگران نیز او را نمیشناختند. شاعر به حسرت دیدار و عاطفهاش میپردازد و میگوید که فراق معشوق برایش سخت و طاقتفرساست. همچنین به مقام والای معشوق اشاره میکند و او را همچون خورشید اهل بیت میداند. شاعر در نهایت آرزو دارد که همیشه در دنیا و در وجودش اثری از معشوق باشد و از او جدا نشود.
گر نبودی ماه را بر آسمان هر مه محاقماه خواندندی تو را خلق زمین بر اتفاق
هوش مصنوعی: اگر ماه در آسمان نمیبود، هر شب به دخترکی که در دل تاریکی گم میشود، محاق و کاهش نور او را ماه میخواندند. مردم زمین نیز بر توافقی که دارند، تو را میستودند.
آسمان از دیده من در حسد باشد که هستاز جمال تو مراد در دیده ماه بی محاق
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر زیبایی تو حسود است، چرا که در دل ماه نیز آرزوی جمال تو وجود دارد.
ماه اگر بر آسمان باشد من اینک بر زمیناز مه رخشان تو چون آسمان کردم وثاق
هوش مصنوعی: اگر ماه در آسمان قرار داشته باشد، من بر زمین از زیبایی چهرهات مانند آسمان میدرخشم.
زین سپس چون آمسان بی مه نباشم تا مراهست با وصل تو وصل و از فراق تو فراق
هوش مصنوعی: از این پس همچون کسانی که بدون مهر تو زندگی میکنند، نخواهم بود تا زمانی که با تو باشم و از جداییات جدا شوم.
وقت دیدار تو جانا گر مرا چون آسمانتن سراسر دیده گردد کم نگردد اشتیاق
هوش مصنوعی: هرگاه که تو را ملاقات کنم، ای عزیز، اگر چشمان من همچون آسمان وسیع و بیپایان شود، هنوز هم اشتیاق به تو کم نخواهد شد.
در جفا چون آسمانی ارچه داری حسن ماهننگری سوی وفا و نسپری راه وفاق
هوش مصنوعی: اگرچه زیبایی تو مانند ماه است و در سختیها و بیمهریها قرار داری، اما نیکوست به وفا و توافق نگاه کنی و راه همدلی را رها نکنی.
آسمان و ماه روی و رای مجدالدین بس استگر حدیث بی ریا خواهی و لفظ بی نفاق
هوش مصنوعی: اگر به دنبال سخن بیریا و شریف هستی، زیبایی و ارزش آسمان و ماه و چهره و اندیشه مجدالدین کافی است.
عمده اسلام ابوالقاسم علی کز نام اوستهم معالی را اساس و هم علو را انتساق
هوش مصنوعی: بخش اصلی و کلیدی دین اسلام از ابوالقاسم علی نشأت میگیرد. نام او نه تنها بنیاد بسیاری از مفاهیم والای اخلاقی و معنوی است، بلکه باعث ارتقاء و تعالی انسانها نیز میگردد.
ای خداوندی که ذات توست با فضل تو جفتجفت هر فضلی ولیکن هم تویی در فضل طاق
هوش مصنوعی: ای خدای بزرگ، تو صاحب هر نعمت و فضیلت هستی و هر فضیلت از آن توست. در حقیقت، تواناییهای تو در بخشش و لطف، همیشگی و بینظیر است.
تیغ انصاف تو را عالم نه بس باشد نیاماسب اقبال تو را عالم نه بس باشد سباق
هوش مصنوعی: تیغ عدالت تو به اندازهای قوی است که جهان در برابرش کافی نیست، و همچنین شتاب و موفقیت تو به قدری زیاد است که جهان نمیتواند آن را محدود کند.
آفتاب اهل بیتی چون عطارد ز آفتابمانده ام من ز اشتیاق صدر تو در احتراق
هوش مصنوعی: من مانند سیارهی عطارد که در نزدیکی خورشید قرار دارد، تحت تأثیر نور و حرارت تو هستم و از اشتیاق و عشق به صدر تو در حال سوختن و گداختن هستم.
در فراق خدمت تو کرده ایم و داده ایمرنج و وحشت را نکاح و انس و راحت را طلاق
هوش مصنوعی: در دوری از تو، ما سختیها و ترسها را تجربه کردهایم و به آرامش و نزدیکی بیتوجهی کردهایم.
خدمت تو در جهان چون جان شیرین شد که هستقرب او حلو المزاج و بعد او مر المذاق
هوش مصنوعی: خدمت به تو در جهان مانند جان شیرین است، زیرا نزد تو، نزدیکترین حالت، دلپذیری است و بعد از تو، طعمی دیگر وجود ندارد.
خرم آن مرکب که در وی چشم ما بیند تو راچون علی بر پشت دلدل چون پیمبر بر براق
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن سواری که در حقیقت و باطن خود، به زیبایی تو را میبیند، مانند علی که بر روی دلدل نشسته و مانند پیامبر که بر براق سوار شده است.
تا جهان خالی نگردد در جهان خالی مباداز تو صدر و قدر و باغ و کاخ و ایوان و رواق
هوش مصنوعی: تا زمانی که دنیا از افراد خالی نشود، برای تو نباید جایگاه و مقام و ویژگیهای برجستهای چون باغ و کاخ و ایوان و رواق وجود داشته باشد.