شمارهٔ ۱۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر بیان میکند که چشم او بدون دیدن محبوبش روشن نخواهد بود و روی او جز در برابر چشمان او نمیتواند وجود داشته باشد. او سوسن را نمادی از محبت و زیبایی میداند که خاک پای محبوبش است و بدون محبوب هیچ ارزشی ندارد. دل او به آرامش نمیرسد مگر در زیر زلف محبوبش و این بدن رنجور و جان خستهاش نیز تنها در کوی محبوب معنا دارد. در پایان، شاعر میگوید اگر جان، دل و تن بدون محبوب خوش باشند، همچنان ارزش و معنا ندارند.
چشم من بی روی تو روشن مبادروی تو جز پیش چشم من مباد
هوش مصنوعی: چشم من بدون دیدن تو روشن نمیشود و هیچ از روی تو جز در پیش چشمان من نباید باشد.
سوسن آزاد خاک پای توستور نباشد در جهان سوسن مباد
هوش مصنوعی: سوسن آزاد، نشانهای از زیبایی و محبت توست، و اگر در دنیا سوسنی وجود نداشته باشد، بهتر است که دنیا وجود نداشته باشد.
این دل مسکین بی آرام منجز به زیر زلف تو مسکن مباد
هوش مصنوعی: دل بیقرار و رنجکشیدهام، هیچ جایی برای آرامش ندارد جز اینکه در زیر سایهای از موهای تو باشد.
وین تن رنجور و جان خسته رادر جهان جز کوی تو معدن مباد
هوش مصنوعی: این بدن بیمار و جان خسته را در این دنیا جز راه تو، هیچجا پناهی نیست.
گر بود جان و دل و تن بی تو خوشدل مباد و جان مباد و تن مباد
هوش مصنوعی: اگر جان و دل و تن بدون تو باشد، خوشی در دل، جان و تن وجود نخواهد داشت.