شمارهٔ ۴۹
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و تمایل به وصال معشوق است. شاعر از جذابیت و زیباییهای معشوق خود سخن میگوید و اینکه عشق و شراب جوانی او را به مستی میکشاند. او عشق را از هر چیز دیگری برای خود ارزشمندتر میداند و میگوید که در دنیای عشق و شراب، عقل و هشیاری جایی ندارد. شاعر به حالت مستی و عشق خود افتخار میکند و اعتقاد دارد که این حالت برای هر عاشق و هوشیاری مقبول است. در کل، شعر به بیان زیباییهای عشق و جوانی و لذت از آن میپردازد.
به روی توام دل گشاید همیگرم زلف تو دل رباید همی
هوش مصنوعی: دل من به روی تو باز میشود، زیرا زیبایی موهای تو قلبم را میرباید.
لب توست درمان درد دلمدلم سوی او زان گراید همی
هوش مصنوعی: لبهایت، درمان دردهای دل من هستند و دلم به خاطر تو همیشه به سمت او گرایش دارد.
همه سود من هست در وصل توفراق توام زآن گزاید همی
هوش مصنوعی: تمام بهره من در وصال تو است، اما جدایی از تو نیز از آن میچستد و بر من تاثیر میگذارد.
شراب آر خیز ای دلارام یارکه هشیار بودن نشاید همی
هوش مصنوعی: ای عزیز و دلربا، بیا و شراب بیاور تا با هم بنوشیم، زیرا بیدار و هوشیار بودن برای ما مناسب نیست.
خوش آید جوانی و عشق و شرابچو این بود دیگر چه باید همی
هوش مصنوعی: جوانی، عشق و شراب لذت بخشند و اگر اینها هست، دیگر چه چیز لازم است؟
ز کاری که دارد تعلق به دلمرا عاشقی خوشتر آید همی
هوش مصنوعی: از کاری که به دل من مربوط است، عاشقی برایم دلنشینتر است.
چو نام می و عاشقی بشنومدل اندر بر من نپاید همی
هوش مصنوعی: زمانی که نام شراب و عشق را میشنوم، دلم دیگر در سینهام آرام نمیگیرد.
مرا مست کن کانده روزگارز هشیار بودن فزاید همی
هوش مصنوعی: مرا سرمست کن، زیرا در این دنیای پر از تغییر، بودن در حالت هوشیاری فقط باعث افزایش دردسر میشود.
گرم مست بینی نکوهش مکنکه هر هوشیار این ستاید همی
هوش مصنوعی: اگر کسی را در حال مستی ببینی، او را سرزنش نکن، چرا که هر فرد باهوش و هوشیاری این حالت را ستایش میکند.
نتابم سر از راه عشق و شرابکه عقل این چنین ره نماید همی
هوش مصنوعی: نمیتوانم از مسیر عشق و نوشیدن شراب دور شوم، زیرا عقل نمیتواند اینگونه راهنمایی کند.