شمارهٔ ۱۴
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش شاهی قدرتمند و چیرهدست پرداخته است که در شرق و غرب فرمانروایی میکند. شاعر به ویژگیهای مثبت او چون جوانی شاداب و همتی بلند اشاره میکند و میگوید که هیچ پادشاهی به عظمت او نبوده است. او به تأثیر تیغ و قدرت شاه اشاره میکند که مملکتهای دیگر را شکست داده و هر کس که در پی وفای او باشد، زندگیای سالم و سرشار از برکت دارد. در عوض، کسانی که با او مخالفت کردهاند، عاقبت خوبی نداشته و از جانشان خسته شدهاند.
شاعر خود را بهعنوان یک بنده قدیمی معرفی میکند که شصت سال عمرش را در خدمت او گذشته است و اکنون از مشکلات و دردها رنج میبرد. او از شاه درخواست میکند که به او کمک کند و از بلای مشکلات نجاتش دهد. در نهایت، او با بیان اینکه هیچکس بهاندازه او مست و شاداب نیست، از شاه میخواهد که دست یاری به او دراز کند.
ای خسرو ملوک و جهان دار چیره دستسلطان شرق و غرب و خداوند هر که هست
هوش مصنوعی: ای خسرو بزرگ و فرمانروا، تو توانمندترین و فرمانده حقیقی در شرق و غرب هستی و خداوندی را که سزاوار حاکمیت است، در اختیار داری.
با دولت جوان تو دهر خرف جوانبا همت بلند تو چرخ بلند پست
هوش مصنوعی: با موفقیت جوانی تو، زمان به حالت نادانی رسیده است و با اراده و تلاش قوی تو، دنیا در موقعیت پایینتری قرار دارد.
نه دیده ملوک چو تو شهریار دیدنه بر سریر ملک چو تو پادشا نشست
هوش مصنوعی: نه چشمی به بزرگی و زیبایی تو در میان پادشاهان دیدهام و نه بر تخت سلطنت کسی به عظمت تو نشسته است.
تیغ تو مملکت ز کف هر ملک ستدگرز تو تاج در سر هر پادشا شکست
هوش مصنوعی: تیغ تو کشوری را از دست هر پادشاه میگیرد و گرز تو تاج هر پادشاهی را میشکند.
آن کس که با وفای تو راه وفاق جستآب حیات یافت ز دام هلاک جست
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر وفاداریات تلاش کند تا با تو سازگار شود، به زندگی و نجات از خطرات دست مییابد.
و آن کس که با خلاف تو پیوست در جهانپیوست با خلاف لیکن ز جان گسست
هوش مصنوعی: کسی که با تو در تضاد و مخالفت باشد، در این دنیا به نوعی به تو پیوسته است، اما در واقعیت از ذات و حقیقت خود جدا شده است.
شاها پرستش تو گزیدند و تیغ تونه بت گذاشت در همه عالم نه بت پرست
هوش مصنوعی: در این دنیا، مردم به پرستش تو روی آوردهاند و هیچ کس جز تو را نمیپرستند، به گونهای که دیگر هیچ بت و معبودی وجود ندارد.
شاها منم که بنده دیرینه توامواکنون شده ست نوش من از رنج دل، کبست
هوش مصنوعی: من بنده قدیمی تو هستم، ای شاه، و اکنون از رنج دل، به نوشی رسیدهام.
شصت است سال عمرم و پیش تو بوده امبسته کمر به خدمت تو نیمه ای ز شصت
هوش مصنوعی: من شصت سال عمر را پشتسر گذاشتهام و از این شصت سال، نیمه آن را در خدمت تو بودهام.
امروز مست دامم و مخمور محنتمهرگز بدین شراب چو من کس مباد مست
هوش مصنوعی: امروز من در بند عشق و غم خودم غرق شدهام و هیچکس مثل من در این حالت نشسته و مست نیست.
آب مرا مذلت هر فام خواه ریختجان مرا ملالت هر فامدار خست
هوش مصنوعی: آب مرا در حالت ذلت و پستی قرار داد و جانم از خستگی و ملال پر از ناراحتی شد.
ایام بر تنم در هر اندهی گشادافلاک بر دلم در هر شادیی ببست
هوش مصنوعی: روزهای سخت بر من فشار میآورد، و در هر اندوهی که احساس میکنم، دنیای بزرگ بر دلم سنگینی میکند؛ اما در هر شادیای که به سراغم میآید، این دنیا به من احساس آرامش و راحتی میدهد.
ای شاه دست گیر مرا، کز بلای فاماز پای در فتادم و شد کار من ز دست
هوش مصنوعی: ای پادشاه، به من کمک کن، زیرا که به خاطر آسیب و مشکلاتی که به من وارد شده، از پا در آمدهام و کنترل کارهایم از دستم خارج شده است.