شمارهٔ ۱۷
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده به وضعیت ناپسند خود اشاره میکند. او میگوید که مانند یک خار به دور از خرما (نعمت و خوبی) زندگی میکند و خود را نسبت به خورشید، که نماد روشنایی و ثروت است، کمتر میداند. در نهایت، او به تفاوت در سرنوشتها و نعمتها اشاره میکند، جایی که او فقط گرما (سختی و مشقت) نصیبش شده است.
ز روزگار مرا خار هست و خرما نیستمثل خطاست که گویند خار با خرماست
هوش مصنوعی: در زندگی من تلخیها و دشواریها وجود دارد، ولی خوشی و لذتی نیست. این به مانند این است که بگوییم تلخی و شیرینی در کنار هم هستند، در حالی که این درست نیست.
ز خاک نزد فلک کمترم، که از خورشیدنصیب او همه زرّ و نصیب من گرماست
هوش مصنوعی: من از خاک کمارزشتر از آسمان هستم، زیرا خورشید تمام نعمتهایش را دارد و تنها چیزی که نصیب من میشود، گرماست.