شمارهٔ ۱۰۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از جایگاه و بزرگی معشوق صحبت میکند و او را منبع افتخار و نعمتهای بیپایان میداند. شاعر به ستایش معشوق میپردازد و او را دلیل آرامش و خوشحالی خود معرفی میکند. همچنین از معشوق میخواهد که نام او را در زمره خود قرار دهد و به او نظر کند. شاعر تاکید میکند که در تمام کارها، پیرو فرمان و راه معشوق است و از او خواستار عفو و بخشش میشود تا بتواند شکرگزار آنها باشد. به طور کلی، این شعر بیانگر عشق و ارادت عمیق شاعر به معشوق و تمایل او برای نزدیکی بیشتر به اوست.
ای اختیار دین و سخا اختیار توتو افتخار خلق و به خود افتخار تو
هوش مصنوعی: ای کسی که دین و generosity در دستان توست، تو به خود میبالید و باعث افتخار دیگران هستی.
حاصل شود مراد دو عالم به یک نظرآن را که دید طلعت تو روز بار تو
هوش مصنوعی: اگر کسی یک نگاه به چهرهی تو بیندازد، میتواند به آرزوهای دو جهان در یک لحظه دست پیدا کند، چون نور چهرهی تو، مانند روزی روشن و پر برکت است.
ایزد گواست بر من و بر اعتقاد منکز اعتقاد پاک منم دوستدار تو
هوش مصنوعی: خداوند گواه است بر من و ایمان من که من از روی اعتقاد خالص به تو عشق می ورزم.
پیوسته مدح گویم و دایم ثنا کنمبر دست مال بخش و دل بردبار تو
هوش مصنوعی: همیشه درباره تو ستایش میکنم و همیشه تو را به خاطر بخشش و خویشتنداریات تحسین میکنم.
روشن مباد دیده و شادان مباد دلآن را که شاد نیست از او روزگار تو
هوش مصنوعی: چشمانت همیشه روشن نباشد و دل تو شاد نباشد، برای کسی که شاد نیست، از روزگار تو خبری نیست.
نام مرا قرار ده اندر شمار خویشتا می رود زمان و زمین برقرار تو
هوش مصنوعی: اسم مرا در جمع خودت بیاور تا زمانی که زمان و زمین ادامه دارند.
کایمن زید به عالم و نندیشد از فلکآن کس که هست نام وی اندر شمار تو
هوش مصنوعی: ای کسی که در عالم به وجود آمدهای و از سرنوشت و تقدیر نمیاندیشی، آن کس که نامش در شمار توست، همچنان در آسمانهاست.
بر موجب اشارت و فرمان همی رومآنجا که هست خدمت و فرمان و کار تو
هوش مصنوعی: به دلیل اشاره و دستوری که از تو دریافت کردهام، به جایی میروم که در آنجا خدمت به تو و انجام کارهای تو وجود دارد.
گر هست بر دل تو غباری ز کار منآورده ام دعا و تضرع نثار تو
هوش مصنوعی: اگر بر دل تو افسوس و غمی از کارهای من نشسته باشد، من برای تو دعا و زاری کردهام.
خشنود شو زمن که ندارد سپهر و کوهاندازه تحمل بار غبار تو
هوش مصنوعی: از من راضی باش، زیرا آسمان و کوه نمیتوانند وزن غبار تو را تحمل کنند.
آنجا زنم نفس که بود اتفاق تووآنجا نهم قدم که بود اختیار تو
هوش مصنوعی: من جایی نفس میکشم که حضور تو باشد و قدم میزنم در جایی که اراده تو برقرار گردد.
برگردنم ز عفو و رضا منتی بنهتا من شوم به شکر و دعا وامدار تو
هوش مصنوعی: بر گردن من، لطف و رحمتت را نهاد کن تا من بتوانم با شکرگزاری و دعا، بدهی خود را نسبت به تو ادا کنم.