شمارهٔ ۱۰۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زیباییها و نعمتهایی که از طرف معشوق دریافت کرده، سخن میگوید. او به تأثیرات مثبت و روشناییهایی که معشوق در زندگیاش به وجود آورده اشاره میکند. همچنین، شاعر نسبت به رابطهاش با معشوق احساس مسئولیت و قدردانی دارد و میگوید که هرگز در طول عمرش خطایی در حق او نکرده است. در نهایت، او آرزو میکند که وجود معشوق و زیباییهایش در عالم باقی بماند.
ای یافته از روی تو و رای تو دنیاحسنی و جمالی و شکوهی و بهایی
هوش مصنوعی: ای کسی که زیبایی و عظمت دنیایی و ارزشها را از چهره و اندیشهات به دست آوردهای.
از فهم تو و فکرت تو بر فلک طبعنوری و شعاعی و فروغی و ضیایی
هوش مصنوعی: از درک و اندیشه تو، روشنایی و درخششی به آسمانها میتابد.
احوال مرا نزد تو دانی که نباشدشرحی و بیانی و دلیلی و گوایی
هوش مصنوعی: حال من را تو بهتر از هر کس میدانی و نیازی به توضیح و دلیل و شاهد نیست.
بودست مرا از تو نه هر سال که هر ماهاکرامی و انعامی و بری و عطایی
هوش مصنوعی: هر ماه از تو محبت و لطفی نصیب من میشود، نه فقط در هر سال.
تو نیز زمن یافته ای در همه اوقاتشکری و مدیحی و دعایی و ثنایی
هوش مصنوعی: تو هم در همه زمانها از من بهرهمند شدهای و همیشه به یاد من هستی و از من سپاسگزاری، و دعا میکنی و ستایش میکنی.
در حق تو دانی که نکردم به همه عمرجرمی و گناهی و خلافی و خطایی
هوش مصنوعی: من در تمام عمرم هیچ خطا و گناهی نسبت به تو انجام ندادهام.
چندانت بقا باد که باقی است به عالمابی و زمین و نباتی و گیاهی
هوش مصنوعی: چند روزی بیشتر نمانده است که بقا و دوامی در این دنیا وجود ندارد و همه چیز روزی پایان مییابد، از جمله آسمان و زمین و موجودات زنده.