شمارهٔ ۱۳
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به تأثیر عشق و زیبایی محبوبش بر زندگیاش اشاره میکند. روز با روشنایی چهره معشوق آغاز میشود و شب، تاریکی زلف او را به ارمغان میآورد. او در میانی این عشق، دچار مستی شده و از روز و شب و واقعیتهای زندگیاش دور میشود. در واقع، عشق او را از واقعیتها جدا کرده و به دنیای دیگری برده است.
روز از رخ تو به روشنایی پیوستشب تیرگی از زلف تو آورد به دست
هوش مصنوعی: روز با روشنایی چهره تو آغاز شد و شب با تاریکی زلف های تو به پایان رسید.
زان کرد مرا عشق شب و روز تو مستکز لشکر روز خود نمی دانم رست
هوش مصنوعی: عشق تو به طور دائم من را در حال مستی نگه داشته است، به طوری که من از وضعیت خود در روزهای عادی بیخبرم.