شمارهٔ ۴۹
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و غم ناشی از جدایی و سفر یار است. شاعر از خواب و خیال سفر محبوبش حرف میزند و از خداوند گله میکند که چگونه باید با این درد کنار بیاید و چه باید بکند در غیبت یار. احساسهای عمیق و عاطفی او نشاندهنده عشق و حسرت نسبت به محبوبش هستند.
رای طربم نیست ز رای سفرشخوابم سفری شد از بلای سفرش
هوش مصنوعی: من از خوشحالی و شادی او خبری ندارم و خوابم به خاطر دوریاش آشفته است. دوری او برایم دردسر شده و حالا سفرش به من غم و اندوه آورده است.
یارب به که نالم از عنای سفرشیارب چه جفا کنم به جای سفرش
هوش مصنوعی: ای پروردگار، به که شکایت کنم از محبت دوریاش؟ ای خدای من، چه بدی از من سر زده که به جای آن محبت، دوریاش نصیبم شده است؟