تناجی
ادیب صابر

شمارهٔ ۲۱

شگفت نیست چو با تیغ در مصاف آیدکه تیغ کوه بلرزد ز دست تیغ زنش
لب ملوک همی بوسه بر بساطش دادهنوز ناشده از لب طروات لبنش