شمارهٔ ۸۸
هوش مصنوعی: این شعر به تجلی عشق و فراق اشاره دارد. شاعر در ابتدا با بیانی حزین و گرم حسرت خود را از فراق یار بیان میکند. او از زنگارهای جهان و دردهای ناشی از جدایی میگوید و به صدای عشق و آثار آن پرداخته است. همچنین نکاتی دربارهی ناپایداری زیباییها و عمیق بودن احساسات عاشقانه مطرح میشود. شاعر به بحث در مورد ارزش عشق و زیباییها میپردازد و به این نتیجه میرسد که در نهایت، هر آنچه که میطلبیم، در یگانگی با یار واقعی خود است. تصویرهایی از بهشت و مکانی به نام کوثر و رضوان به عنوان نمادهای زیبایی و کمال در برابر عشق حقیقی مطرح میشود. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره دارد که برای رسیدن به حقیقت و عشق، نباید از طریقی که با انکار همراه است دوری کرد.
یک آه گرم صیقل زنگار عالمستموقوف لب گشادن ما کار عالمست
هوش مصنوعی: یک آه عمیق و محسوس میتواند به پاکسازی و روشنی دنیا کمک کند، اما برای بیان این آه و انتقال آن به دیگران، نیازمند انجام کارهای مهم و بزرگتری هستیم.
مشاطه فراق تو بر چهره ام نوشتخونابه ای که گونه رخسار عالمست
هوش مصنوعی: آرایشگری غم جدایی تو بر چهرهام لکهای از خون به جا گذاشته که همچون زیبایی رخسار جهان است.
خودرایی خیال تو از دیده ام رماندآن معنیی که قبله گفتار عالمست
هوش مصنوعی: از زمانی که خیال تو از نگاه من دور شده، دیگر معنی آنچه را که عالمان بر زبان میآورند، درک نکردهام.
بر من شب فراق شد از جرم ناکسیصبحی که طالع از در و دیوار عالمست
هوش مصنوعی: از شدت جدایی، شب برای من طولانی و تاریک شده است. این احساس ناشی از گناهی کوچک است که باعث شده صبحی که به من نور و امید میدهد، از همه طرف به من بیمحلی کند.
صیاد، بی کرشمه تو دانه نفکنددر دام هر نگه که به پرگار عالمست
هوش مصنوعی: صیاد، بدون جذابیت و طنازی تو، نمیتوانند هیچ دانهای در دام بیندازند. هر نظری که به جهان بیندازند، در حقیقت در دایره توست.
این عیب و عار عشق و هنر را کجا برمکانم نمی خرد که خریدار عالمست
هوش مصنوعی: این عیب و نقص عشق و هنر را به کجا ببرم، وقتی که نمیدانم کسی هست که ارزش آن را بشناسد و خریداری کند.
حور و کنار کوثر و رضوان و صحن خلدما و جمال یار گلزار عالمست
هوش مصنوعی: زیباییها و نعمتهای بهشتی، مانند حورهایی در کنار river کوثر، و درختان بهشت و زیبایی محبوب، همه در دل عالم وجود دارند.
تا یک دلت پسند کند قرب او مجویسرمایه قبول در انکار عالمست
هوش مصنوعی: تا زمانی که دل یک نفر به عشق او راضی باشد، به دنبال کسب و کار و دنیا نباش. عالم به زوال است و سرمایههای مادی ارزش چندانی ندارند.
گر پیر سالکی خبر از طفل راه پرسشرم از طلب مدار که زنار عالمست
هوش مصنوعی: اگر سالک و پیر آگاه از مسیرتان بپرسد، از درخواستتان شرمنده نباشید، زیرا این دنیا همچون زنجیری برگردن ماست.
قانون شکوه چند «نظیری » نوا کنی؟این نغمه تو باعث آزار عالمست
هوش مصنوعی: چند بار باید صدای زیبایت را بلند کنی تا دیگران را آزار دهی؟ این نغمه تو برای دنیای بیرون خوشایند نیست.