شمارهٔ ۸۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره تجربههای عمیق عارفانه و جنبههای روحانی زندگی انسانی است. شاعر به این نکته اشاره میکند که اگر کسی نتواند معانی عمیق را درک کند، گفتار او بیمعناست. او همچنین تأکید میکند که هر عارفی باید همزمان هم شاداب و هم غمگین باشد و دل هر فرد به عشق و یاری دیگران گره خورده است. شاعر به درد و رنجهای زندگی پرداخته و به ناکامیها و ناامیدیهایی اشاره میکند که در مسیر عشق و طلب حقیقت وجود دارد. او به تکرار روزهای بیمعنا و بیثمر اشاره میکند و از بیاثر بودن نالههایش گله میکند. در نهایت، شاعر اشاره میکند که زحمات و تلاشهای او در مقایسه با ناکامیهای روزگار کمارزش به نظر میرسد و هیچ چیزی جز محبت و عیش در زندگی واقعی وجود ندارد.
هر که را معنی نمی خیزد ز دل گفتار نیستنیست یک عارف که هم ساقی و هم خمار نیست
هوش مصنوعی: هر کسی که از دلش درک و معنی نمیجوشد، سخنانش هیچ ارزشی ندارند. در این بین، یک عارف وجود ندارد که هم به عنوان مینوش و هم به عنوان میفروشی نباشد.
خار خار کوی یاری هست هر کس را دلیستنشکفد هر گل که در پای دلش این خار نیست
هوش مصنوعی: در مسیر عشق و دوستی، هر کس که قلبی دارد، باید با مشکلات و دردها دست و پنجه نرم کند. گلهایی که در دل میرویند و زیبا هستند، تنها به کسانی تعلق دارند که از این خارها و سختیها عبور کردهاند.
سحر چشم بت به کارست و دعای برهمنگبر هر تاری که بندد بر میان زنار نیست
هوش مصنوعی: سحرگاه، چشم زیبایی چون بت، قدرتی دارد و دعاهای برهمن و گبر (دو تیپ مذهبی) هیچ تأثیری ندارند، چرا که هر گرهای که به میان زنار (نوار یا کمربند) زده شود، در نهایت بیفایده است.
توبه هشیار، می گویند می گردد قبولتا ننوشم می مرا یارای استغفار نیست
هوش مصنوعی: توبه کردن در حالت هوشیاری گفته میشود که مورد پذیرش قرار میگیرد، اما تا وقتی که از می ننوشم، توانایی درخواست آمرزش را ندارم.
مستی و شاهدپرستی، هرزه خندی و نشاطکار کار می گسارانست و دیگر کار نیست
هوش مصنوعی: شادی و دلگرمی ناشی از شراب و عشق، همه خوشگذرانی و شادی است و هیچ کار دیگری در زندگی وجود ندارد.
پیش پای گرم و سرد روزگار افتاده امسایه در ویرانه ام از پستی دیوار نیست
هوش مصنوعی: من در برابر دگرگونیهای زندگی قرار گرفتهام و از شدت سختی و ناکامی، دیگر هیچ گونه امیدی ندارم.
اندکی ای ناله امشب بی اثر می یابمتآن که هر شب می شنید امشب مگر بیدار نیست
هوش مصنوعی: امشب نالهام بیفایده به نظر میرسد، چون آن کسی که هر شب صدایم را میشنید، به نظر میرسد این شب بیدار نیست.
مردم از شرمندگی تا چند با هر ناکسیمردمت از دور بنمایند و گویم یار نیست
هوش مصنوعی: مردم از خجالت و شرمندگی تا کی قرار است با هر شخص نالایق به رفتار بپردازند و تو را از دور نشان دهند و بگویند که یار و همراهی وجود ندارد؟
مجلس آخر شد «نظیری » حال خود با او بگوهر نفس بزمی و هر دم صحبتی در کار نیست
هوش مصنوعی: مجلس به پایان رسید و حالا با خود بگو که هر لحظهای برای شادی و گفتگو مناسب نیست.