شمارهٔ ۱۳۶
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی ابراز دلشکستگی و ناامیدی شاعر از عدم پاسخگویی و بیتوجهی معشوق به احساسات او اشاره دارد. شاعر احساس میکند که علیرغم تلاشهایش، از طرف معشوق هیچ نشانهای از عشق و محبت دریافت نکرده است. او به توصیف فضایی میپردازد که در آن تمام اشتیاقها و احساساتش به فراموشی سپرده شده و گویی هیچ چیز مهمی از سوی معشوق نوشته نشده است. این بیتوجهی معشوق باعث شده تا شاعر به شدت احساس تنهایی و یأس کند و همه جا را در جستوجو و انتظار محبت او بگذراند. در نهایت، شعر نمایانگر حسرت و دلتنگی شاعر برای عشق و پاسخ معشوق است.
آن که صد نامه ما خواند و جوابی ننوشتسطری از غیر نیامد که کتابی ننوشت
هوش مصنوعی: آن کسی که تمامی نامههای ما را خوانده و پاسخی نداده، حتی یک خط از کسی دیگر نرسیده که نشان دهد کتابی نوشته شده باشد.
شمع بی شعله به پروانه فرستاد آن دوستکه به ما نامه روان کرد و عتابی ننوشت
هوش مصنوعی: دوست ما شمع بینور را به پروانه فرستاد، همان دوستی که نامهای برای ما فرستاد و در آن هیچ نکته تلخی نیامده بود.
همه جا شوق تو لب تشنه به راهم آورددم آبی نگرفتم که شتابی ننوشت
هوش مصنوعی: در هر کجا که شوق تو مرا به سفر میکشاند، من در حالی که تشنهام، هیچ آبی ننوشیدم چون عجلهام بیش از حد بود.
کف پایی به ره بادیه ام ریش نشدکه فریب سر خارش به سرابی ننوشت
هوش مصنوعی: در مسیر زندگی، ردپایی از خود برجای نگذاشتم که در دام فریب ناشی از نقص یا مشکلات، گرفتار شوم و دچار توهمات بیپایه نگردم.
قدمی نامدم از منزل و سامان بیروندر ره عشق به گنجی که خرابی ننوشت
هوش مصنوعی: من از خانه و مکان خود یک قدم هم خارج نشدم، چون در مسیر عشق به گنجی میروم که خرابی و ویرانی در آن نوشته نشده است.
اشک و آه از در این مدرسه بردم که ادیبحرز حسن تو به هر مشک و گلابی ننوشت
هوش مصنوعی: از این مدرسه با گریه و ناله خارج شدم، زیرا هیچ ادیبی نتوانسته حسن تو را به خوبی وصف کند، حتی با بهترین عطرها و گلها.
سینه یی ریش ازین راز نگردید که عشققصه ای بر سر منقار عقابی ننوشت
هوش مصنوعی: دل من از این راز آگاه نشد که عشق داستانی نیست که بر نوک پرندهای بنویسند.
عقد در چند «نظیری » به هوس نظم کنیهیچ کس نظم تو بر طرف نقابی ننوشت
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به این موضوع اشاره میکند که اگر در چند مورد به سبک «نظیری» (از شاعران مشهور) بخواهی آثار خود را به نظم درآوری، هیچکس نمیتواند زیبایی و کیفیت کار تو را به طرز دلخواهی درک کند یا آن را بهطور کامل بازنمایی کند. این به نوعی بیانگر این است که آثار هنری و شعری هر شاعر خاص و منحصر به فرد است و نمیتوان آنها را به سادگی با دیگر کارها مقایسه کرد.