شمارهٔ ۱۴۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف بیداری و زیباییهای صبح میپردازد. او از صدای دهل و نای در صبح صحبت میکند و به امید فتح و پیروزی اشاره میکند. شاعر از دیر رسیدن به لذتهای سحر و صبحگاه حسرت میخورد و بر لزوم بهرهبرداری از زیباییهای صبح تأکید میکند. او همچنین به شادی و زندگی در این زمان اشاره دارد و میگوید که مینوشند و از معشوق لذت میبرند. در نهایت، شاعر با بیان اینکه زمان تجربهی جدید و زیبایی است، از تحولات سرشار از زندگی در صبح بیداری سخن میگوید و به شگفتیهای طبیعت اشاره دارد.
دهل و نای دریدیم به آوازه صبحبانگ فتحی نشنیدیم ز دروازه صبح
هوش مصنوعی: ما هنگام سحر و با صداهایی زیبا در حال جشن و سرور بودیم، اما هنوز خبر پیروزی را از دروازه صبح نشنیدهایم.
دیر گشتیم ز فیض سحر آگاه، دریغجامهای پاره نکردیم به اندازه صبح
هوش مصنوعی: ما دیر متوجه زیباییهای صبح شدیم و ای کاش به اندازهای که باید برای آن جشن میگرفتیم، در این راه تلاش میکردیم.
کم خراشست دم مرغ سحر برخیزیدجگری تازه کنیم از نمک تازه صبح
هوش مصنوعی: صبح زود است و زمان بیدار شدن رسیده است. بیایید با انرژی و شوق تازهای روز را آغاز کنیم و از زیباییهای تازه صبح بهرهمند شویم.
می و معشوق به اندازه ما می بایدرطل خورشید کند چاره خمیازه صبح
هوش مصنوعی: برای رفع خستگی صبح، به اندازهی ما باید از می و عشق بهره گرفت، تا مانند وزنهای به وزن خورشید، حال ما را تغییر دهد.
مغفر جام بیارابرش می در زین کشتا به یک حمله کنم غارت جمازه صبح
هوش مصنوعی: برای من جامی پر از می بیاور تا با یک لحظه غفلت، دزدی را از فرار روز صبح به انجام برسانم.
سپه شب به شبیخون دعا بشکستمعلم روز زنم بر در دروازه صبح
هوش مصنوعی: در دل شب با نالهها و دعاهایی که سر میزنم، شب را به تلاطم میاندازم و با طلوع صبح، نور و آگاهی را به دروازه روز میآورم.
رفته اوراق شب و روز به هم برچینیمبخیه ثابت و سیاره شیرازه صبح
هوش مصنوعی: زمان را به هم میدوزیم و با تغییر شب و روز، نظم جدیدی به صبح میدهیم.
دست در گردن عذرای جهان اندازمحله روز به هم برزنم و غازه صبح
هوش مصنوعی: من میخواهم دستم را بر گردن زیبایی دنیا بیاندازم و لباس روز را با هم ترکیب کنم و شوق صبح را تجربه کنم.
سرو و شمشاد به وجدند «نظیری » وقتستبه سر شاخ سراییم سر آوازه صبح
هوش مصنوعی: درختان سرو و شمشاد خوشحال و شاداب هستند و وقت آن رسیده که بر سر شاخهها بنشینیم و در صبحگاه آوازهای سر دهیم.