شمارهٔ ۲۹۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از بهار و زیباییهای آن صحبت میکند و بوی گلها و شوق زندگی را توصیف میکند. طبیعت پر از شادی و نشاط است و عطر گلها فضا را پر کرده است. شاعر به یاد خندههای معشوقش و لحظات خوشی که با او داشته، میافتد و بیان میکند که زندگی دوباره رونق گرفته و غمها از زندگی دور شدهاند. همچنین اشاره میکند که عارفان و روحانیون در این حال و هوا قرار دارند و از زیباییهای طبیعت لذت میبرند. از طرف دیگر، طبیعت همچون کوهی آرامش بخش است و زندگی دوباره در حال بهبود است.
دل ها همه به بوی گل آویختست بازعیشی به طرف هر چمن انگیختست باز
هوش مصنوعی: دلها همه به عطر گلها مشغول شدهاند و دوباره شادی در هر باغ و چمنی آغاز شده است.
شوق شراب و شاهدم افتاده در دماغسودا متاع بر سر هم ریختست باز
هوش مصنوعی: شوق نوشیدن شراب و یاد معشوق در ذهنم به هم ریخته است و حالتی مختلط از احساسات و افکار را برایم ایجاد کرده است.
یادم ز خنده لب معشوق می دهدگل بر جراحتم نمکی بیختست باز
هوش مصنوعی: به یاد خندههای معشوقم هستم، که مانند گلی بر زخمهای من میریزد و دوباره بر دردهایم نمک میپاشد.
دریاب کاین عبیر چه خوش بوی کرده انددر باغ عطرها به هم آمیختست باز
هوش مصنوعی: ببین چگونه عطر دلپذیری در باغ عطرها پخش شده و به زیبایی با هم ترکیب شده است.
از میکده به گشت چمن آمده نشاطغم از چمن به مدرسه بگریختست باز
هوش مصنوعی: از میکده به باغ آمده شادی و سرزندگی، و غم از باغ به مدرسه فرار کرده است.
شیخان خرقه پوش خرابند ازین هوادر دست ابر سبحه بگسیختست باز
هوش مصنوعی: رهبران مذهبی و زاهدان در این دلمشغولی و خستگی دچار مشکل هستند. به نظر میرسد که در این وضعیت، جمعیتی از افراد خوب و نیکوکار نیز از وضعت خود نگران هستند و انگار در حال ترک کردن این حال و هوا هستند.
دامان کوه گیر «نظیری » که از کمرفرداست تیغ قهر برآهیختست باز
هوش مصنوعی: دامن کوه را بگیر، چرا که از کمر کوه، تیغ قهر بلند شده و آماده به حمله است.